ويژگيهاي تفكّر در كودك ((دورةپيش دبستاني ))
انسان حيواني متفكّر معرّفي شده است و از خصائص او انديشيدن ،تجزيه و تحليل ،استنتاج و تصميم گيري ذكر شده است وتفكّر فصل مميز انسان از حيوان است.
تفكّر جرياني است كه فرد كوشش مي كند مشكلي را كه با آن روبرو شده است مشخّص و با استفاده از تجربيّات قبلي خود آنرا حل سازد .
همچين تفكّر نوعي پرورش و ايجاد زمينه براي ايجاد مهارت در ذهن است تا در سايةآن انديشه هاي غني بوجود آمده و امكان كسب اطلاعات و آگاهي هاي مورد لزوم زيادتر گردد.
جان ديوئي فكر را عبارت از درك روابط مي داند به نظر او فكر سه جنبه دارد :
1-ادراك
2-تعقّل يا استنتاج
3-قضاوت
درامر تربيت ، پرورش تفكّر و وا داشتن به تدبّر از ضروريات اوليه و از نخستين وظائف مربيان در خانه و مدرسه است ما بايد فرزندانمان را بگونه اي هدايت كنيم كه در برابر گفته هاي خود دليل قانع كننده اي داشته باشند و در برابر گفته هاي ديگران نيز چرا ، بگذارند.
تنها در اين صورت است كه درك و فهم آنان از سلامت لازم برخوردار شده و يادگيري آنان با ثبات خواهد شد
تفكّر متأثر از هوش عملي كودكان است و نوعي توانايي و استعداد در فرد است كه مي تواند عملاً و از راه تجربه آنان را در سازگاري با موقعيّت هاي جديد كامياب سازد .
هوش عملي كه شامل توجّه ،ادراك دقيق موقعيّت ها ،پي بردن به ارتباط اجزاء،ياد آوري و قضاوت درست و بكار بردن نيروي ذهني است مي تواند كودك را در حل مشكلات ياري نمايد.
توانمندي و پايا ئي هاي ذهني كودك در دوران پيش دبستاني بشرح ذيل بيان شده است .
تصوّر فضا و شكل و اندازةآن از راه تماس مستقيم كودك با اشياء و اوضاع حاصل مي شود كه به عقيده پياژه نيروي حسي و حركتي كودك اساس هوش است و در سطح عالي تر تفكّر ، بيشتر از ادراكِ تنها به ايجاد مفاهيم ذهني كمك مي كند كودك پس از فراگيري نام اشياء مي فهمد كه از چه اجزاء و موادي ساخته شده اند و با آنها چه مي توان كرد (بازي ،سرگرمي،استفادة خاص و…)
كودكان( 5-3 )ساله علاقه و استعداد خاصي در نصب اجزاء يك معمّاي تصويري و جور كردن شكل هاي گوناگون داشته درمشخص ساختن دو جعبه به وزن مختلف و دو خط به طول نامساوي از خود توانائي نشان خواهند داد .
مفاهيم زماني، از الگويي همانند الگوي مكاني پيروي مي كنند امّا ديرتر ادراك مي شوند و به كندي به دست مي آيند چنانكه آزمايشات ((بينه)) نشان مي دهد كه حتّي شش ساله ها هنوز شناخت زماني پيدا نكرده اند يعني از زمان وقوع رويداد ها آگاهي ندارند .
بيشتر كودكان در سالهاي( 6-5 ) زندگي خود ،زمان گردش و استراحت را از هم تشخيص نمي دهندكه در چنين مواردي بايد به آنان ياري دهيم و با ملايمت و صراحت زمان انجام يا حدوث هر امري را ياد آور شويم لذا پيشرفت رشد عقلي بستگي به شناخت اشياء و رويدادها دارد و براين اساس زمان وقوع ،خصوصيات و ارتباط اشياء را با يكديگر تشخيص مي دهد .
خود شناسي نيز از مفاهيمي است كه نمودار رشد عقلي و رفتار سالم كودك است ،زيرا عامل مهمي در سازگاري وي به شمار مي رود كودكي كه مقام و موقعيّت خويشتن را در هر مرحله از زندگي بشناسد بي شك داراي رشد عقلي پيشرفته اي است و به نظر مردم فردي عاقل ،قابل قبول و با اعتبار جلوه مي كند و در محيط جامعة خود بيشتر از كودكان ديگر موفقيّت بدست خواهد آورد.
چگونگي ايجاد تفكّر
تفكّر وقتي شروع مي شود كه كودك با مسئله يا مشكلي برخورد كند و نتواند راه حل ثابت و مشخصي را در تجربيّات قبلي خود پيدا كند ،در اين صورت بايد فعاليّت كند تا راه حل مناسبي را پيدا كند و با اجراي آن مشكل خود را از ميان بردارد تشخيص مسئله يا مشكل نيز مستلزم تفكّر است چنانچه نتوانيم مسئله يا مشكل خود را درست تشخيص دهيم نيروي خود را بيهوده صرف كرده ايم و زحمات زيادي از ما به هدر خواهد رفت.
پس ايجاد تفكّر مستلزم ادراك ،درگير كردنِ حافظه و مرتبط كردن افكار با يكديگر است .
مثلاً هنگامي كه توپ كوچك كودك زير مبل يا ميز مي افتد براي خارج كردن آن از چوب دستي يا چيزي شبيه آن استفاده مي كند و براي دست يافتن به شيءاي كه مطلوب اوست و دستش به آن نمي رسداز صندلي استفاده مي كند .
روش طبيعي حل مشكل براي كودك آن است كه خودش راه حل علمي را بيابد و عملي بودن يا نبودن آنرا تجربه كند در دوران پيش دبستاني كودكان بر اثر كمبود تجربه غالباً مبادرت به استدلالهاي نادرست مي كنند با اين همه نمي توان قدرت استنتاج و داوري آنها را ناديده گرفت و كم ارزش جلوه داد .
براي فهم بهتر جريان تفكّر در كودك لازم است عناصر عمدة اين مقوله مورد توجّه قرار گيرد .
1-تصورات ذهني
كودك كه به تدريج با دنياي خارج تماس پيدا مي كند ،تصوّراتي از اشياء را در ذهن خود به وجود مي آوردفعاليّت ها و حركات افراد و اشياء براي او مفهوم پيدا مي كنند و بتدريج وجود اين اشياء و افراد را درك مي كند .
2-تميز اشياء
در جريان تشكيل تصوّرات ذهني و ادراك اختلاف اشياء،فعاليّت هاي حسي ،رشد و تكامل دستگاه عصبي و تجربيّات كودك مؤثر واقع خواهد شدتا بتواند اختلاف اجزاءرا از طريق مقايسه و تميز آنها از يگديگر شناسائي كند.
3-وحدت دادن
در دوره كودكي ارتباط اشياءو مو قعيّت ها بصورت كلّي درك مي شوند ،ايجاد مفاهيمي چون گردي ،شيريني ،قرمزي ،حيوان ، خشم و …مستلزم مقايسة اشياء با هم و درك روابط آنها است بتدريج كودك امور مربوط را به صورت يك واحد در ذهن مجسم مي سازد و از اين راه به تشكيل مفاهيم تازه اقدام مي كند .
4-تفكيك
استعداد كودك براي جدا كردن خصوصيات عمومي و مشترك اشياء بتدرج رشد مي كند در جريان تجربة فردي امور ادراك شده را با هم مقايسه مي كند جنبه هاي مشترك و عمومي را انتزاع مي كند و بصورت مفاهيم كلّي در مي آورد .
جدا سازي نيز تحت تأثير فعاليت اعضاء حسي ،دستگاه هاي عصبي،تجربيات گذشته فرد و تخيّل و قدرت او در پيش بيني نتايج و آثار اشياءقرار دارد مثلاً كودك شيريني قند،سيب و گلابي را تشخيص و سپس از هم جدا مي كند با رشد و تكامل دستگا ها ي عصبي فرد امور غير حسّي را نيز درك مي كند و از طريق خواندن ، گوش دادن ، ديدن تصاوير و…متوجّه ارتباطات مختلف مي شود و از اين راه نسبت هاي ميان امور مختلف را درك مي كند .
5- تعميم
كودك پس از انتزاع خصو صيات عمومي و مشترك مفاهيم كلّي را تشكيل مي دهد و به تعميم مفاهيم اقدام مي كند در جريان تشكيل مفاهيم كلّي نا مگذاري نيز صورت مي گيرد و از اين طريق فرد به آساني مي تواند مفاهيم كلّي را در شناساندن امور و قضاوت دربارة آنها بكار برد.
عناصر اصلي و اساسي تفكّر
در اينكه چگونه مي توان كودكان را به تفكّر واداشت و خلّاقيت و نوآوري را به ثمر رساند ، نظرات متفاوتي ابراز شده است كه از آن جمله موارد ذيل به عنوان عناصر اساسي و اصلي تفكّر ذكر مي شود.
1) وجود انگيزه براي رسيدن به هدف
بايد انگيزه و موجبِ تفكّر را در فرد بوجود آوريم تا در ساية آن وادار به انديشيدن شود ، بهترين راهِ ايجاد يك هدف طرحِ پرسشي است كه ذهن را برانگيزاند تا به جواب برسد و به گونه اي كودك را نيازمند به دانستن نمايد ، چنانچه عناصر دانائي و توانائي را نيز در كودكان تقويت نمائيم خود پشتوانه و انگيزة لازم براي تلاش در جهت دانستن را فراهم آورده ايم .
2) ارائه راه و روشهاي متفاوت
گاه بايد روشهايِ رسيدن به هدف را همراهِ با كودك مرور كرد و از او خواست تا بگويد آيا راه حلّ ديگري هم وجود دارد يا خير، تلاش براي يافتن روش هاي متفاوت حلّ مشكل ، خود نياز به انديشيدن را فراهم خواهد ساخت.
3) تجزيه و تحليل مسئله در ذهن
چنانچه از كودك بخواهيم بهترين راهِ حلّ را برگزيند او بايد روش هاي ديگر راهم در ذهن حاضر نمايد و با توجه به توان ذهني و علاقه و احساسات خود در انتخاب روش حلّ مشكل به قضاوت بنشيند اين فعّاليت حلّ مشكل باعث انديشه و تفكّر كودك است .
4) ابتكار ، خلّاقيّت و نوآوري
گاه كودك در مسير انديشدن خود موفّق به پيشنهاد راهها و روشهائي مي شودكه تازه و نو بنظرمي رسند ، گوئي الهامي به ذهن كودك وارد شده است و تحولّي را در ذهنِ او بوجود آورده است ،
چون اختراعات و ابتكاراتِ ارائه شده متاثر از نيازهاي آدمي است بايد بصورتي نياز به حلّ مشكل را در كودك بوجود آوريم و اورا درجهت رسيدن به هدف تشويق نمائيم ، چنانچه اورا به ارائه راههاي مناسب تر حلّ مسئله برانگيزيم و با تقويت اعتماد بنفس از او درخواست نمائيم به راههايِ جديدتر حلّ مسئله بينديشد ،توان خلّاقيت و نوآوري كودك را تقويت نموده ايم .
ارائه نمونه هائي ار ابتكارات و خلّاقيّتها ي ديگر كودكان مي تواند پشتوانه مناسبي براي ادامه راه باشد.
روشهاي متفاوت براي تحريك و زمينه سازي تفكّر
روشهاي متفاوتي براي وادار كردن كودك به تفكّر وحود دارد كه در ذيل به پاره اي از اين روشها اشاره مي گردد .
1) زمينه سازي كسب معلومات از راه حسِ و تجربه
عناصر مورد نياز براي تفكّر ، معلومات و پيش زمينه هاي ذهني است ارائه دانش هاي لازم به كودك ، بكارگيري فعاليّت هاي عملي و برانگيحتن كودك به استفاده از محسوسات و لمس مسائل عيني اورا درجهت انديشيدن تجهيز و فعّال خواهد نمود.
2) ايجاد تحريكات ذهني
بيان مسائل و مشكلات مبتلابه كودكان و درخواست راه حل ، ايجاد پرسش و واگذاري فعاليت هائي كه انديشه آنان را بكار گيرد ، ذهن كودك را در جهت رسيدن به جواب تحريك خواهد نمود.
3) ايجاد محرّك هاي ذهني
محرّك هاي ذهني يعني آنچه ديده را متأثر سازد و به گوش شنيده شود بصورتي كه مشاهده و شنيدن هر موضوع ، منشأ و مبناي تفكّر قرار گيرد ، مثل شنيدن يك صدا از اسباب بازي كه زمينه اين تفكّر را بوجود آورد كه اين صدا چگونه توليد مي شود و يا خاموش و روشن شدن يك لامپ كه چكونه صورت مي گيرد .
4) پرورش حسِ تخيّل
تخيّل از عناصر مورد علاقه كودكان است ، بيان داستانهاي تخيلّي و قرار دادن كودك در موقعيّت قهرمان داستان ، هدايت كودك به تكميل مأجرا هنگام ارائه يك قصّه ناتمام و توّجه او به روشهاي برخورد قهرمان داستان وچگونگي پايان يافتن آن قصّه مي تواند باعث تفكّر كودك قرار گيرد.
5) تقويت روحيه كنجكاوي
كنجكاوي افراد منشأ پيدايش علوم و فنون موجود بوده و اهميّت آن در كشف مجهولات ذهن آدمي است واز آنجا كه در ذات آدمي بوديعه نهاده شده است كودك براي شناخت محيط پيرامون خود از اين حسِ كمك خواهد گرفت ، تقويت اين حس و روحيّه مي تواند زمينة مناسب تري براي تفكّر كودك را فراهم آورد.
6) زمينه سازي آرزوها و ايده هاي قوي
تحريك كودكان به بيان آمال و آرزوهاي خود و تبيين مناسب هر ايده و پرسش از آنان در چگونگي رسيدن به هدف مي تواند زمينه اي براي تقويت تفكّر كودكان باشد.
7) تقويت روحيه استقلال در هنگام سخنگوئي
چنانچه هنگام سخن گفتن با كودكان از استدلالهاي در حدِّ فهم آنان استفاده نمائيم و در هنگام بيان مسائل توسط آنان از چرائي هر گفته سئوال كنيم ضرورت نياز به منطق را برجسته ساخته ،كودك را مقيّد ، به استفاده از منطق در كلام خود نموده ايم كه در اين صورت منطقي شدن افراد نيازمند انديشه و تفكّر است.
8) در اختيار گذاري فعاليتهائي كه محتاج تفكّر كودك است .
كودكان براي تهيّه و ساخت يك وسيله ، موقعيّت و … محتاج به انديشه و تفكّر خواهند بود ، بطور مثال ساختمان سازي با قطعات متفاوت يك مجموعة چيدني ، جور كردن قطعات يك پازل ، مقايسه كارت هاي اطلاعاتي و انجام فعاليت هاي بازيِ كودكان مي تواند زمينه ساز تقويتِ ذهن ، ايجاد يادآوري و تجزيه و تحليل مسائل باشد كه همه در تقويت تفكّر كودكان مؤثر خواهد بود.
توصيه هائي براي پيشرفت تفكّر و رشد عقلي كودكان
براي پيشرفت تفكّر و رشد عقلي كودكان بايد ها و نبايدهاي متفاوتي بيان شده است كه قابل تأمل است.
ü به كودكان فرصت فكر كردن بدهيد و آنها را از روي شتاب وادار به اتخاذ تصميم نكنيد.
ü براي كودكان صحنه هائي را بوجود آوريد كه خود مشكلاتشان را حل كنند و براي حل مشكل خود متكي به ديگران نباشند
ü به آنان ياري دهيد تا نتايج بدست آمده از تجربيّات خود را تعميم دهند.
ü ترس و اظطراب را در هنگام مواجه شدن كودكان با مشكلات از آنان دور كنيد و خود پشتوانه و باعث دلگرمي آنان در انجام فعاليت هاي جديد باشيد .
ü از تحميل كارهاي سخت به كودكان كه انديشه و تفكّر كودكان را مختل مي كند سخت بپرهيزيد.
ü وجود تضادها و نابسامانيهاي مسير زندگيِ كودكان را مرتفع سازيد زيرا انديشة خلاق در بستري همراه به آرامش و امنيّت فراهم خواهد شد .
ü زمينه ساز اعتماد بنفس كودكان باشيد تا اين احساس در او بوجود آيد كه فكر او داراي ارزش و از نظر اجتماعي داراي اعتبار است و مي تواند در تغيير موقعيّت هاموثر باشد.
كودكي كه با اين روش به تعاليم ديني دست مي يابد ، همة آداب و فضائل اخلاقي دين را با ميل دروني و خودپسنديده ، درونسازي مي كند ، زيرا خود او در همة مراحل تربيت خويش مشاركت داشته است و خود كاشف چيزي بوده كه مربّي مي خواسته است ، در نتيجه چون هيچ گونه تحميل و اجبار و اكراهي در اين مسير وجود نداشته و همة امور مطابق فطرت و موافق طبع او بوده است به آنچه كه آموخته و كشف كرده است عشق می ورزد.