X
تبلیغات
کودکان پیش دبستانی

کودکان پیش دبستانی

نقاشی کودکان و شیوه های برخورد آن

نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن

كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنها

را به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف

خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان

است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست

بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم

اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارند

از بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايد

برگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بود

عمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است  زيرامسائلي

كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول                           ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل  قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم با

ديدي  نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را در

شرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام  وسر به زير

بسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشته

باشد وبراي  مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد  كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشد

كه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري از

والدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))

و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را  دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و

همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم

يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،

اي كاش  ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد

ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي

سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم. بحث از رفتار

دانش آموزان شد شايد بيراه نباشد كه گذري داشته باشيم به نقاشي كودكان شاهراهي  كه

محل ارتباط كودك با دنياي خارج است ويا شايد بهتر باشد بگوييم كه دنيايي كه كودك در

آن از بسياري از مسائل دست وپا گير دنياي ما خود را رها ميبيند ( البته اگر ما دوباره نقش نظارتي خود را به آنها تحميل نكنيم ) البته روي صحبت ما بيشتر با همكاران دبستان است همكاران عزيز، ساعت هنر براي دانش آموز بايد ساعاتي  آزاد باشد  بايد ساعاتي باشد كه واقعآ كودك انتظار آن را بكشد معلمي

موفق است كه دانش آموزش در ساعت كلاس اواحساس رضايت كند كه خوشبختانه دانش آموز دبستان به دليل روح بسيار پاك ومعصومش  اغلب اين رضايت را به زبان مي آورند و به نظر نگارنده اين لذت بخش ترين لحظه يكمعلم است.  ساعات هنر براي دانش آموزان بايد ساعات آزادي باشد بايد ساعاتي باشد

كه  دانش آموز خود را در آن ساعات به سان پرندهاي فرض كند كه ميتواند به هرجا

كه  دوست دارد برود و پرواز كند اغلب با همكاران دبستان كه همكلام ميشويم از عدم

تسلط  خود به نقاشي صحبت مكنند در حالي كه زمان آن گذشته كه معلم به دانش آموزان

مدل  نقاشي بدهد و از آنها بخواهد كه از روي آن بكشند اي دقيقآ همان است كه به جاي

آنها فكر  كنيم در حالي كه

 هنر معلم اين است كه فكر كردن را به دانش آموز

ياد دهد نه  به جاي آنها فكر كند .

ما در اين سنين با كودكاني سر وكار داريم كه هنوز حجم را در ك نكرده اند و قطعآ

نقاشي آنها هم با ذهن ما هماهنگ نيست كافي است كه با يك آفرين خيلي قشنگ شده

اعتماد  او را جلب كنيم كه برايمان از عناصر موجود در نقاشي اش صحبت كند و اين

لحظه لحظه اي است كه بسياري از روانشناسان مانند فرويد و پياژه منتظرش بودن

زيرا ما از طريق صحبتهاي او در مورد نقاشي اش به بعضي مشكلات روحي ورواني اش

ويا به بعضي از مسائل كه در محيط خانه ومدرسه كه كودك را آزار ميدهد پي ميبريم

البته همكاران عزيز دقت داشته باشند كه ما قرار نيست به دانش آموزان خداي ناكرده

انگ بزنيم  نه اين كار يعني نظر دادن در مورد مسائل روحي ورواني كودك قطعا كار

روانكاو است  اما ما به تجربه در مي يابيم كه در نقاشي كودك (مخصوصآ كلاس اول

و دوم ) ميتوانيم  زندگي كودك را ببينيم وحتي ميتوانيم با راهنمايي درست ( كه همان

دادن اطمينان آزادي، به اوست ) اعتماد به نفس وسلامت رواني را در آنها تقويت كنيم

به اين دليل گفتيم كه مخصوصآ كلاسهاي اول ودوم چون در سالهاي بعد كمي مسائل

مربوط به هر جنس در نقاشي  كودكان پديد مي آيد كه طبيعي است ، مانند وارد شدن

اسلحه وتانك .. در نقاشي پسر بچه ها و گل و باغ.. به نقاشي دختر بچه ها  كه اين ها

هم همانطور كه گفتيم كاملآ طبيعي است و مهم اين است كه معلم حواسش جمع باشد كه

كودك به تكرار نقاشي نيفتد واين با بكار بردن شيوه هايي از جمله دادن موضوعاتي به

آنها براي نقاشي ( البته نه تمام جلسات مثلآ 5جلسه نقاشي آزاد درانواع كاغذها با  اندازه

هاي مختلف يك جلسه دادن موضوع )  ويا داستان گويي به اين صورت كه معلم  داستاني

را براي آنها بازگو ميكند بعد از آنها ميخواهد كه هر جا از اين داستان را كه  دوست

دارند نقاشي كنند توصيه نگارنده به همكاران اين است كه براي والدين دانش آموزان جا

بيندازند كه بهترين شيوه تدريس نقاشي همان نقاشي آزاد است زيرا ما در اين شيوه

خلاقيت را به كودكانمان هديه ميدهيم اما در نقاشي از روي مدل به كودك يك نقاشي را

ياد داده ايم اما  اعتماد به نفس و خلاقيت را از او گرفته ايم واين معامله خيانتي است

به كودكان ونسل آينده مملكتمان در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه

هيچ نقاشي در د نيا با نقاشي از روي مدل معلمش نقاش نشده

وشايد هم فلسفه گنجاندن درس هنر در سنين پيش دبستاني ودبستان وحتي راهنمايي ساختن نقاش و خوشنويس نبوده اصلآ شايد هدف ساختن انسانهاي كا ملي بوده و ما به بيراهه  رفته ايم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 20:56  توسط امیری  | 

تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان

تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان

تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان

 

دوره ي پيش دبستان با دوره ي مهد كودك تفاوت هاي بسياري دارد؛ چون در دوره ي مهدكودك، كودك صرفا بازي مي كند، تغذيه مي شود و نهايتا شعر يا قصه ياد مي گيرد و بعد هم استراحت كرده و سپس آماده يرفتن به منزل مي شود. به عبارت بهتر، كودك آموخته است كه بايد مدت زماني را در مهد كودك گذرانده و بعد هم به اتفاق والدين راهي خانه شود. از طرفي، مهد كودك معمولا پذيراي كودكان مادران شاغل يا كودكان خانواده هاي مرفه است؛ در حالي كه در دوره ي پيش دبستان، كودك با همسالاني از تمام اقشار جامعه مواجه است. در اين دوره  كه امروزه نقش مثبت خود را بيش از پيش نشان مي دهد  كودك مي آموزد، نقاشي مي كشد، قصه مي گويد و حتي ايفاي نقش مي كند.گذراندن دوره ي 9 ماهه ي پيش دبستاني، كودك را آماده مي كند تا بتواند با مربي ارتباط برقرار نمايد. زيرا نخستين مكان جدي كه كودك پس از جداشدن از خانه و خانواده به آن وارد شده و حضور در فضاي جديد را تجربه مي كند، همين دوره است. امروزه با تاسيس مراكز پيش دبستاني كه با هدف آموزش، زمينه ي مساعدي را براي حضور مادران در جامعه و از طرفي رشد كودكان فراهم مي كند، دغدغه هاي خانواده ها كمتر شده است. اين دوره ويژگي هايي دارد كه به اهم آن ها در ذيل اشاره مي شود:

كودكان نيازمند محيط هايي هستند كه بتواند به قابليت هاي عاطفي و اجتماعي آنان غنا بخشيده و آنها را تقويت نمايد. ركن اساسي آموزش كودك در اين دوره، مربيان هستند، مربياني آگاه و توانمند كه كودك را دوست دارند. مربي پيش دبستاني بايد به اين باور رسيده باشد كه مي تواند در كنار خانواده، بخشي از مسئوليت آموزش كودك را برعهده بگيرد. همچنين طراحي فضاي فيزيكي مراكز پيش دبستاني بايد به گونه اي باشد كه براي كودك مطلوب، شادي بخش و برخوردار از حداقل امكانات لازم باشد. بايد وسايل و ابزار، متناسب با سن كودك و قابليت هاي او فراهم آيد. بازي كار كودك است؛ آموزش هايي كه در مراكز پيش دبستاني به كودكان داده مي شوند، زمينه ي رشد، يادگيري مفاهيم رياضي، استدلال كردن، خواندن و نوشتن و زبان آموزي را به شكل غيرمستقيم فراهم مي كنند. محور اصلي در اين آموزش ها بازي است. بازي كار كودك است. بنابراين بايد آن را با ارزش، مثبت و براي كودك ارزشمند تلقي كرد. با فراهم كردن شرايط مناسب اين امكان براي كودك مهيا مي شود.

مشاركت والدين در كنار مربي نقش مهمي در آموزش كودك دارد، با توجه به اين كه سابقا ورود كودكان به دوره ي يپيش دبستاني اجباري نبود؛ والدين هنگام ورود كودكان به مدرسه دچار مشكلات عديده اي مي شدند كه خوشبختانه با پررنگ شدن نقش مركز پيش دبستاني، والدين به اين باور رسيده اند كه ورود كودك به دوره ي پيش دبستاني نه تنها مفيد، بلكه ضروري است.البته طبق قانون، تنها گذراندن دوره هاي ابتدايي و راهنمايي اجباري است، اما با توجه به اثرات مثبتي كه دوره ي پيش دبستاني در پيشرفت تحصيلي كودكان دارد، جلب مشاركت و ترغيب والدين وتوجه به آن از اهميت بالايي برخوردار است.لازم به ذكر است مفاهيم و محتواي آموزش هايي كه در دوره پيش دبستاني به كودك داده مي شود، بسيار مفيد و ضروري مي باشند. چون همان گونه كه در مقاطع مختلف تحصيلي، واحدهاي درسي وجود دارد، در دوره ي پيش دبستاني نيز واحدهاي كار گنجانده شده است؛ به اين معني كه آموزش ها با هدف انتقال مفاهيم رياضي، ديني و زبان آموزي ارائه مي شود. براي مثال تعريف يك داستان، به زبان آموزي كودك كمك مي كند و دايره ي لغت او را گسترش مي دهد، اين امر در خصوص كودكان دو زبانه، اهميت بيشتري دارد. در دوره ي پيش دبستاني، مربي محوريت داشته و نقش او در تربيت كودك پررنگ است، بايد مربيان را در امر آموزش تربيت كرد كه خوشبختانه در حال حاضر وزارت آموزش و پرورش براي مربيان پيش دبستان اين امكانات را فراهم نموده است.

در اين جا سوالي پيش مي آيد و آن اين كه: مربيان ما تا چه حد از توانايي هاي لازم برخوردارند؟ در پاسخ به اين پرسش مي توان موردي را مطرح كرد: متاسفانه هنوز يك تعامل سازنده ميان متوليان آموزش و پرورش با خانواده ها و مربيان برقرار نشده است، البته پس از انقلاب اسلامي با گسترش رشته هاي دانشگاهي درباره ي تربيت و آموزش كودكان، نيروهاي متخصص فراواني تربيت شده اند. اما هنوز بسياري از فارغ التحصيلان اين رشته ها به مراكز پيش دبستاني گسيل داده نشده اند. در اين جا تاكيد مي كنم كه وجود مراكز پيش دبستاني به عنوان مراكز فرهنگي مكمل آموزش هاي خانواده و در برخي موارد جايگزين آموزش هاي خانواده ها، نيازمند توجه بيشتر به توانايي و تخصص مربيان است. نكته ي بعدي فراهم ساختن امكانات لازم است. اين مراكز بايد مجهز به حداقل امكانات باشند تا زمينه ي بروز خلاقيت ها، رشد فكري و در نهايت پرورش يك انسان كامل ميسر شود. امكانات محدود موجود در برخي مدارس، به خصوص مناطق محروم، امكان آموزش عملي را با مشكل مواجه مي سازد. در مراكزي كه داراي امكانات فراوان با عناويني مانند اتاق بازي و غيره است، خلاقيت كودكان بيشتر شكوفا مي شود؛ اما در مناطق محروم بايد به بچه ها بسياري از موارد را با قدرت تجسم آموزش داد؛ حتي موقعيت فرهنگي و اجتماعي هر منطقه و هر شهر نياز به واحد كار متفاوت دارد كه منطبق با شرايط موجود هر منطقه باشد. بسياري از كودكاني كه در سال هاي گذشته دوره ي پيش دبستاني را گذرانده اند اكنون در مقاطع تحصيلي بالاتر بسيار موفق اند، بنابراين بايد با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم توجه بيشتري به مناطق محروم كشور كرد. در پايان يادآور مي شود: كودكان هر جامعه پايه هاي اساسي آن جامعه هستند؛ لذا براي ساختن جامعه اي مطلوب، بايد پايه هاي آن مستحكم شوند. نگارنده معتقد است براي پيشبرد اهداف، بايد مربيان را آموزش داد و واحد كار در اختيار ايشان قرارداد تا بتوانند به نحو موثرتري اطلاعات را به كودكان انتقال دهند..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 18:6  توسط امیری  | 

ارئه برخحورد صحیح با بچه های تازه وارد

 نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.

اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.

نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:

ایجاد انگیزه

همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده  مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.

ترس از مدرسه

گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.

گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.

 آماده سازی كودك

از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.

بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.

او را فریب ندهید

فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.

به كودك اعتماد به نفس بدهید

هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.

به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.

اضطرابش را دریابید

كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی  دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .

به شیرینی تجربه اش كمك كنید

بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.

گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.

به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد  یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.

چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟

-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.

-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.

-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.

-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.

-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .

-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.

-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .

قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را  وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.

ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 12:46  توسط امیری  | 

ارائه نکاتی جهت برخورد صحیح با کلاس

با نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.

اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.

نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:

ایجاد انگیزه

همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده  مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.

ترس از مدرسه

گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.

گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.

 آماده سازی كودك

از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.

بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.

او را فریب ندهید

فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.

به كودك اعتماد به نفس بدهید

هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.

به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.

اضطرابش را دریابید

كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی  دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .

به شیرینی تجربه اش كمك كنید

بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.

گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.

به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد  یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.

چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟

-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.

-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.

-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.

-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.

-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .

-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.

-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .

قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را  وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.

ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:3  توسط امیری  | 

داستان زندگی زیبا و با طراوت است

زندگي زيبا و با طراوت است

شيوا و شايان خواهر و برادر هستند . شيوا از شايان بزرگتر است . روزي هنگام عصر شيوا مشغول آب پاشي باغچه بود كه شايان كنارش رفت و گفت : "خواهر براي چه ما زندگي مي كنيم؟ "
شيوا از پرسش برادرش شگفت زده شد! و نمي دانست چه جوابي به او بدهد . فكر كرد ولي باز هم جوابي به ذهنش نرسيد . دست از آب پاشي كشيد و گفت : " داداش گُلم من پاسخ پرسش تو را نمي دانم بيا با هم برويم تا جواب آن را پيدا كنيم."
خواهر و برادر به كنار گل رز داخل باغچه رفتند . اول سلام كردند؛ شیوا گفت : " گل زيبا به ما بگو تو براي چه زندگي مي كني ؟ "
گل در حالي كه با برگ هايش گلبرگ هاي روي سرش را شانه مي زد با لبخند جواب داد: " خوب معلومه . براي اين كه طبيعت را با صفا كنم و مردم از ديدنم شاد شوند و غصه هايشان را فراموش كنند . بچه هاي عزيز زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
خواهر و برادر از او تشكر كردند و به باغ همسايه كه درخت سيب زيبايي را در خود جاي داده بود رفتند . هر دو با هم از درخت سيب پرسيدند : " آقا درخته تو بگو براي چه زندگي مي كني ؟ "
درخت سيب خنديد و دوتا سيب آبدار و خوش رنگ زرد رنگ براي بچّه ها پايين انداخت و گفت : " بچّه هاي عزيز اول سيب تان را بخوريد بعد برايتان توضيح مي دهم ."
 شيوا و شايان بعد از خوردن سيب به سخنان درخت سيب گوش دادند .
او گفت : " بچّه هاي عزيز آيا نمي بيني كه من سيب هاي زرد رنگ خوش طعم و آبدار به آدم ها مي دهم و عابراني را كه از گرماي خورشيد به تنگ آمده اند را زير سايه ام جاي مي دهم . به پرندگان هم مكاني براي لانه سازي هديه مي كنم . تازه باعث زيبايي طبيعت و پاكي هوا مي شوم. زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
 شيوا و شايان از درخت سيب تشكر كردند و مي خواستند كه از باغ بيرون بروند ، گنجشكي كه بالاي درخت سيب بود گفتگوي بچّه ها با درخت سيب را اتفاقي شنيده بود . با سر دادن آوازي دلنشين بچه ها را صدا كرد و گفت : " بچّه هاي عزيز من هم براي بچّه هايم زنده ام ، غذايشان را فراهم مي كنم ، برايشان لانه مي سازم تا رشد كنند و براي خودشان بتوانند غذا پيدا كنند و از طبيعت لذّت ببرند . پيش من هم زندگي زيبا و با طراوت است ."
 خواهر و برادر که از باغ بیرون آمده بودند. معلّمشان را ديدند كه از کوچه ای  گذر مي كرد. رفتند جلو سلام کردند شیوا گفت: " معلّم عزيزم شما می توانید بگویید، براي چه زندگي مي كنيد ؟ "
معلّم دستي از روي محبت به سر شيوا و شايان كشيد و گفت : بچّه هاي عزيز من زندگي مي كنم تا شما نوگلان را آموزش دهم و تربيت و اخلاق را به شما بياموزم . تا شما هم در آينده انسان هاي خوب و با سواد شويد و مانند من كودكان را از بي سوادي نجات دهيد."
 بچّه ها ضمن تشکّر از معلّمشان خدا حافظي كردند و به منزل برگشتند.
وقتی به منزل رسيدند دیدند پدرشان  نماز مي خواند . منتظر شدند تا نمازش تمام شود . بعد از نماز هنگامي كه پدرشان مشغول خواندن دعا بود، به او فرصت ندادند و در آغوشش پريدند . پدر در حالي كه از اين رفتار بچّه ها متعجّب شده بود گفت: "بچّه ها چي شده؟ چرا اينجوري ؟
شيوا و شايان با هم گفتند: " آخه سئوال داريم ."
 پدر در حالي كه زير لب دعاهايش را تمام مي كرد سجاده را جمع كرد و بوسه اي بر گونه هاي هر دو زد و آن ها را روي زانويش نشاند و گفـــــــــــــت : "خوب حالا بگوييد سئوالتان چيست؟ "
شيوا گفت: " پدر جان امروز سئوالي براي ما پيش آمد و پيش افراد زيادي رفتيم و پاسخ هايي شنيديم حالا مي خواهيم اين سئوال را از تو بپرسيم."
 پدر با لبخندي محبت آميز گفت : "پس چرا معطليد دوست دارم  سئوال تان را بشنوم. "
آن ها پرسيدند : "پدر جان تو براي چه زندگي مي كني؟"
 پدر لحظه اي به فكر فرو رفت انگار كه سئوال سختي از او پرسيده باشند . سپس بعد از چند لحظه گفت : فرزندان عزيزم هر كسي هدفي دارد . من هم دوست دارم زندگي شما و ديگران را خوب و شادمان ببينم . تلاش مي كنم تا شما با سواد و با ادب شويد. و خدا و مردم از شما راضي باشند . من زندگي مي كنم تا شما را به بهترين وجه با دين و اخلاق بار آورم و امكانات رشد و ترقي شما را فراهم كنم . زندگي نزد من زيبا و با طراوت است .
شيوا و شايان هم ديگر را در آغوش كشيدند . در اتاق چرخي زدند و با هم گفتند : زندگي زيبا و با طراوت است . خدايا ما را كمك كن تا بتوانيم در اين راه ياري دهنده ي مردم و دوستانمان باشيم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:29  توسط امیری  | 

ویژ گیهای تفکر در گروه پیش دبستانی

 

ويژگيهاي تفكّر در كودك ((دورةپيش دبستاني ))

 

 انسان حيواني متفكّر معرّفي شده است و از خصائص او انديشيدن ،تجزيه و تحليل ،استنتاج و تصميم گيري ذكر شده است وتفكّر فصل مميز انسان از حيوان است.

تفكّر جرياني است كه  فرد كوشش مي كند مشكلي را كه با آن روبرو شده است مشخّص و با استفاده از تجربيّات قبلي خود آنرا حل سازد .

همچين تفكّر نوعي پرورش و ايجاد زمينه براي ايجاد مهارت در ذهن است تا در سايةآن انديشه هاي غني بوجود آمده و امكان كسب اطلاعات و آگاهي هاي مورد لزوم زيادتر گردد.

جان ديوئي فكر را عبارت از درك روابط مي داند به نظر او فكر سه جنبه دارد :

1-ادراك

2-تعقّل يا استنتاج

3-قضاوت

درامر تربيت ، پرورش تفكّر  و وا داشتن به تدبّر از ضروريات اوليه و از نخستين وظائف مربيان در خانه و مدرسه است ما بايد فرزندانمان را بگونه اي هدايت كنيم كه  در برابر گفته هاي خود دليل قانع كننده اي داشته باشند و در برابر گفته هاي ديگران نيز چرا ،  بگذارند.

تنها در اين صورت است كه درك و فهم آنان از سلامت لازم برخوردار شده و يادگيري آنان با ثبات خواهد شد

تفكّر متأثر از هوش عملي كودكان است و نوعي توانايي و استعداد در فرد است كه مي تواند عملاً و از راه تجربه آنان را در سازگاري با موقعيّت هاي جديد كامياب سازد .

هوش عملي كه شامل توجّه ،ادراك دقيق موقعيّت ها  ،پي بردن به ارتباط اجزاء،ياد آوري و قضاوت درست و بكار بردن نيروي ذهني است مي تواند كودك را در حل مشكلات ياري نمايد.

توانمندي و پايا ئي هاي ذهني كودك در دوران پيش دبستاني بشرح ذيل بيان شده است .

تصوّر فضا و شكل و اندازةآن از راه تماس مستقيم كودك با اشياء و اوضاع حاصل مي شود كه به عقيده پياژه نيروي حسي و حركتي كودك اساس هوش است و در سطح عالي تر تفكّر ، بيشتر از ادراكِ تنها به ايجاد مفاهيم ذهني كمك مي كند كودك پس از فراگيري نام اشياء مي فهمد كه از چه اجزاء و موادي ساخته شده اند و با آنها چه مي توان كرد (بازي ،سرگرمي،استفادة خاص و)

 كودكان( 5-3 )ساله علاقه و استعداد خاصي در نصب اجزاء يك معمّاي تصويري و جور كردن       شكل هاي گوناگون داشته درمشخص ساختن دو جعبه به وزن مختلف و دو خط به طول نامساوي از خود توانائي نشان خواهند داد .

    مفاهيم زماني،  از الگويي همانند الگوي مكاني پيروي مي كنند امّا ديرتر ادراك مي شوند و به كندي به دست مي آيند چنانكه آزمايشات ((بينه)) نشان مي دهد كه حتّي شش ساله ها هنوز شناخت زماني پيدا نكرده اند يعني از زمان وقوع رويداد ها آگاهي ندارند .

بيشتر كودكان در سالهاي( 6-5 ) زندگي خود ،زمان گردش و استراحت را از هم تشخيص نمي دهندكه در چنين مواردي بايد به آنان ياري دهيم و با ملايمت و صراحت زمان انجام يا حدوث هر امري را ياد آور شويم لذا پيشرفت رشد عقلي بستگي به شناخت اشياء و رويدادها دارد و براين اساس زمان وقوع ،خصوصيات و ارتباط اشياء را با يكديگر تشخيص مي دهد .

خود شناسي نيز از مفاهيمي است كه نمودار رشد عقلي و رفتار سالم كودك است ،زيرا عامل مهمي در سازگاري وي به شمار مي رود كودكي كه مقام و موقعيّت خويشتن را در هر مرحله از زندگي بشناسد بي شك داراي رشد عقلي پيشرفته اي است و به نظر مردم فردي عاقل ،قابل قبول و با اعتبار جلوه مي كند و در محيط جامعة خود بيشتر از كودكان ديگر موفقيّت بدست خواهد آورد.

 

چگونگي ايجاد تفكّر

 

تفكّر وقتي شروع مي شود كه كودك با مسئله يا مشكلي برخورد كند و نتواند راه حل ثابت و مشخصي را در تجربيّات قبلي خود پيدا كند ،در اين صورت بايد فعاليّت كند تا راه حل مناسبي را پيدا كند و با اجراي آن مشكل خود را از ميان بردارد تشخيص مسئله يا مشكل نيز مستلزم تفكّر است چنانچه نتوانيم مسئله يا مشكل خود را درست تشخيص دهيم نيروي خود را بيهوده صرف كرده ايم و زحمات زيادي از ما به هدر خواهد رفت.

پس ايجاد تفكّر مستلزم ادراك ،درگير كردنِ حافظه و مرتبط كردن افكار با يكديگر است .

مثلاً هنگامي كه توپ كوچك كودك زير مبل يا ميز مي افتد براي خارج كردن آن از چوب دستي يا چيزي شبيه آن استفاده مي كند و براي دست يافتن به شيءاي كه مطلوب اوست و دستش به آن نمي رسداز صندلي استفاده مي كند .

روش طبيعي حل مشكل براي كودك آن است كه خودش راه حل علمي را بيابد و عملي بودن يا نبودن آنرا تجربه كند در دوران پيش دبستاني كودكان بر اثر كمبود تجربه غالباً مبادرت به استدلالهاي نادرست  مي كنند با اين همه نمي توان قدرت استنتاج و داوري آنها را ناديده گرفت و كم ارزش جلوه داد .

براي فهم بهتر جريان تفكّر در كودك لازم است عناصر عمدة اين مقوله مورد توجّه قرار گيرد .

 

1-تصورات ذهني

كودك كه به تدريج با دنياي خارج تماس پيدا مي كند ،تصوّراتي از اشياء را در ذهن خود به وجود مي آوردفعاليّت ها و حركات افراد و اشياء براي او مفهوم پيدا مي كنند و بتدريج وجود اين اشياء و افراد را درك مي كند .

 

2-تميز اشياء

در جريان تشكيل تصوّرات ذهني و ادراك اختلاف اشياء،فعاليّت هاي حسي ،رشد و تكامل دستگاه عصبي و تجربيّات كودك مؤثر واقع خواهد شدتا بتواند اختلاف اجزاءرا از طريق مقايسه و تميز آنها از يگديگر شناسائي كند.

 

3-وحدت دادن

در دوره كودكي ارتباط اشياءو مو قعيّت ها بصورت كلّي درك مي شوند ،ايجاد مفاهيمي چون گردي ،شيريني ،قرمزي ،حيوان ، خشم و مستلزم مقايسة اشياء با هم و درك روابط آنها است بتدريج كودك امور مربوط را به صورت يك واحد در ذهن مجسم مي سازد و از اين راه به تشكيل مفاهيم تازه اقدام مي كند .

 

4-تفكيك

استعداد كودك براي جدا كردن خصوصيات عمومي و مشترك اشياء بتدرج رشد مي كند در جريان تجربة فردي امور ادراك شده را با هم مقايسه مي كند جنبه هاي مشترك و عمومي را انتزاع مي كند و بصورت مفاهيم كلّي در مي آورد .

جدا سازي نيز تحت تأثير فعاليت اعضاء حسي ،دستگاه هاي عصبي،تجربيات گذشته فرد و تخيّل و قدرت او در پيش بيني نتايج و آثار اشياءقرار دارد مثلاً كودك شيريني قند،سيب و گلابي را تشخيص و سپس از هم جدا مي كند با رشد و تكامل دستگا ها ي عصبي فرد امور غير حسّي را نيز درك مي كند و از طريق خواندن ، گوش دادن ، ديدن تصاوير ومتوجّه ارتباطات مختلف مي شود و از اين راه نسبت هاي ميان امور مختلف را درك مي كند .

 

5- تعميم

كودك پس از انتزاع خصو صيات عمومي و مشترك مفاهيم كلّي را تشكيل مي دهد و به تعميم مفاهيم اقدام مي كند در جريان تشكيل مفاهيم كلّي نا مگذاري نيز صورت مي گيرد و از اين طريق فرد به آساني مي تواند مفاهيم كلّي را در شناساندن امور و قضاوت دربارة آنها بكار برد.

 

عناصر اصلي و اساسي تفكّر

 

در اينكه چگونه مي توان كودكان را به  تفكّر واداشت و خلّاقيت و نوآوري را به ثمر رساند ،  نظرات متفاوتي ابراز شده است كه از آن جمله موارد ذيل  به عنوان عناصر اساسي و اصلي تفكّر ذكر مي شود.

 

1)              وجود انگيزه براي رسيدن به هدف

بايد انگيزه و موجبِ تفكّر را در فرد بوجود آوريم  تا در ساية آن وادار به انديشيدن شود ، بهترين راهِ ايجاد يك هدف طرحِ پرسشي است كه ذهن را برانگيزاند تا به جواب برسد و به گونه اي كودك را نيازمند به دانستن نمايد ، چنانچه عناصر دانائي و توانائي را نيز در كودكان تقويت نمائيم خود پشتوانه و انگيزة لازم براي تلاش در جهت دانستن را فراهم  آورده ايم .

 

2)            ارائه راه و روشهاي متفاوت

گاه بايد روشهايِ رسيدن به هدف را همراهِ با كودك مرور كرد و از او خواست تا بگويد آيا راه حلّ ديگري هم وجود دارد يا خير، تلاش براي يافتن روش هاي متفاوت حلّ مشكل ، خود نياز به انديشيدن را فراهم خواهد ساخت.

 

3)             تجزيه و تحليل مسئله در ذهن

چنانچه از كودك بخواهيم بهترين راهِ حلّ را برگزيند او بايد روش هاي ديگر راهم در ذهن حاضر نمايد و با توجه به توان ذهني و علاقه و احساسات خود در انتخاب روش حلّ مشكل به قضاوت بنشيند اين فعّاليت حلّ مشكل باعث انديشه و تفكّر كودك است .

 

4)             ابتكار ، خلّاقيّت و نوآوري

 گاه كودك در مسير انديشدن خود موفّق به پيشنهاد راهها و روشهائي مي شودكه تازه و نو بنظرمي رسند ، گوئي الهامي به ذهن كودك وارد شده است و تحولّي را در ذهنِ او بوجود آورده است ،

چون  اختراعات و ابتكاراتِ ارائه شده  متاثر از نيازهاي آدمي است بايد بصورتي نياز به حلّ مشكل را در كودك بوجود آوريم و اورا درجهت رسيدن به هدف تشويق نمائيم  ، چنانچه اورا به ارائه راههاي مناسب تر حلّ مسئله برانگيزيم و با تقويت اعتماد بنفس از او درخواست نمائيم به راههايِ جديدتر حلّ مسئله بينديشد ،توان خلّاقيت و نوآوري كودك را تقويت نموده ايم .

 ارائه نمونه هائي ار ابتكارات و خلّاقيّتها ي ديگر كودكان  مي تواند پشتوانه مناسبي براي ادامه راه باشد.

 

 

روشهاي متفاوت براي تحريك و زمينه سازي تفكّر

روشهاي متفاوتي براي وادار كردن كودك به تفكّر وحود دارد كه در ذيل به پاره اي از اين روشها اشاره  مي گردد .

 

        1)         زمينه سازي كسب معلومات از راه حسِ و تجربه

عناصر مورد نياز براي تفكّر ، معلومات و پيش زمينه هاي ذهني است ارائه دانش هاي لازم به كودك ، بكارگيري فعاليّت هاي عملي و برانگيحتن كودك به استفاده از محسوسات و لمس مسائل عيني اورا درجهت انديشيدن تجهيز و فعّال خواهد نمود.

 

       2)        ايجاد تحريكات ذهني

بيان مسائل و مشكلات مبتلابه كودكان و درخواست راه حل ، ايجاد پرسش و واگذاري فعاليت هائي كه انديشه آنان را بكار گيرد ،  ذهن كودك را در جهت رسيدن به جواب تحريك خواهد نمود.

 

      3)        ايجاد محرّك هاي ذهني

محرّك هاي ذهني يعني آنچه ديده را متأثر سازد و به گوش شنيده شود  بصورتي كه مشاهده و شنيدن هر موضوع ، منشأ و مبناي تفكّر قرار گيرد ، مثل شنيدن يك صدا از اسباب بازي كه زمينه اين تفكّر را بوجود آورد كه اين صدا چگونه توليد مي شود و يا خاموش و روشن شدن يك لامپ كه چكونه صورت مي گيرد .

 

       4)         پرورش حسِ تخيّل

تخيّل از عناصر مورد علاقه كودكان است ، بيان داستانهاي تخيلّي و قرار دادن كودك در موقعيّت قهرمان داستان  ، هدايت كودك به تكميل مأجرا هنگام ارائه يك قصّه ناتمام و توّجه او به روشهاي برخورد قهرمان داستان وچگونگي پايان يافتن آن قصّه مي تواند باعث تفكّر كودك قرار گيرد.

 

       5)        تقويت روحيه كنجكاوي

كنجكاوي افراد منشأ پيدايش علوم و فنون موجود بوده  و اهميّت آن در كشف مجهولات ذهن آدمي است  واز آنجا كه در ذات آدمي بوديعه نهاده شده است كودك براي شناخت محيط پيرامون خود از اين حسِ كمك خواهد گرفت ، تقويت اين حس و روحيّه مي تواند زمينة مناسب تري براي تفكّر كودك را فراهم آورد. 

 

       6)        زمينه سازي آرزوها و ايده هاي قوي

تحريك كودكان به بيان آمال و آرزوهاي خود و تبيين مناسب هر ايده و پرسش از آنان در چگونگي رسيدن به هدف مي تواند زمينه اي براي تقويت تفكّر كودكان باشد.

 

      7)         تقويت روحيه استقلال در هنگام سخنگوئي

چنانچه هنگام سخن گفتن با كودكان از استدلالهاي در حدِّ فهم آنان استفاده نمائيم و در هنگام بيان مسائل توسط آنان از چرائي هر گفته سئوال كنيم ضرورت نياز به منطق را برجسته ساخته ،كودك را مقيّد ،  به استفاده از منطق در كلام خود نموده ايم كه در اين صورت منطقي شدن افراد نيازمند انديشه و تفكّر است.

 

      8)         در اختيار گذاري فعاليتهائي كه محتاج تفكّر كودك است .

كودكان براي تهيّه و ساخت يك وسيله ، موقعيّت و محتاج به انديشه و تفكّر خواهند بود ، بطور مثال ساختمان سازي با قطعات متفاوت يك مجموعة چيدني ، جور كردن قطعات يك پازل ، مقايسه كارت هاي اطلاعاتي و انجام فعاليت هاي بازيِ كودكان مي تواند زمينه ساز تقويتِ ذهن ، ايجاد يادآوري و تجزيه و تحليل مسائل باشد كه همه در تقويت تفكّر كودكان مؤثر خواهد بود.

 

توصيه هائي براي پيشرفت تفكّر و رشد عقلي كودكان  

براي پيشرفت تفكّر و رشد عقلي كودكان بايد ها و نبايدهاي متفاوتي بيان شده است كه قابل تأمل است.

      ü       به كودكان فرصت فكر كردن بدهيد و آنها را از روي شتاب وادار به اتخاذ تصميم نكنيد.

      ü        براي كودكان صحنه هائي را بوجود آوريد كه خود مشكلاتشان را حل كنند و براي حل مشكل خود متكي به ديگران نباشند

      ü        به آنان ياري دهيد تا نتايج بدست آمده از تجربيّات خود را تعميم دهند.

   ü    ترس و اظطراب را در هنگام مواجه شدن كودكان با مشكلات از آنان دور كنيد و خود پشتوانه و باعث دلگرمي آنان در انجام فعاليت هاي جديد باشيد .

      ü        از تحميل كارهاي سخت به كودكان كه انديشه و تفكّر كودكان را مختل مي كند سخت بپرهيزيد.

   ü    وجود تضادها و نابسامانيهاي مسير زندگيِ كودكان را مرتفع سازيد زيرا انديشة خلاق در بستري همراه به آرامش و امنيّت فراهم خواهد شد .

   ü    زمينه ساز اعتماد بنفس كودكان باشيد تا اين احساس در او بوجود آيد كه فكر او داراي ارزش و از نظر اجتماعي داراي اعتبار است و مي تواند در تغيير موقعيّت هاموثر باشد.

كودكي كه با اين روش به تعاليم ديني دست مي يابد ، همة آداب و فضائل اخلاقي دين را با ميل دروني و خودپسنديده ، درونسازي مي كند ، زيرا خود او در همة مراحل تربيت خويش مشاركت داشته است و خود كاشف چيزي بوده كه مربّي  مي خواسته است ، در نتيجه چون هيچ گونه تحميل و اجبار و اكراهي در اين مسير وجود نداشته و همة امور مطابق فطرت و موافق طبع او بوده است به آنچه كه آموخته و كشف كرده است عشق می ورزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط امیری  | 

فریاد ها و ناله های کودکان پیش دبستانی

با شروع پاییز و آغاز ماه مهر صبح‌ها و بعد از ظهرهای شهر حال و هوای تازه‌ای پیدا کرده‌‌اند.
دخترها و پسرهایی که با روپوش‌های مخصوص و کیف‌هایی پر از کاغذ و دفتر راهی مدرسه می‌شوند، شهر را پرجنب و جوش‌تر از گذشته جلوه می‌دهند.
اما چیزی که بیش از هر چیز در این ایام به ویژه یکی دو هفته نخست مهرماه جلب توجه می‌کند، بچه‌های کوچک ۶ـ۵ ساله‌ای هستند که اولین تجربه جدایی از خانه و ورود به یک محیط اجتماعی را تجربه می‌کنند.
پسربچه‌ها و دختربچه‌هایی که قرار است یک‌سال قبل از رسیدن به سن مدرسه وارد پیش‌دبستانی شوند تا آمادگی‌ها و مهارت‌های لازم برای شروع حداقل دوازده سال درس و تحصیل را در این یک سال فرا بگیرند.
اگر در این روزها سری به مراکز پیش‌دبستانی بزنید، با والدین و کودکانی روبه‌رو خواهید شد که هرکدام شیوه و روش‌ خاصی را برای ورود به پیش‌دبستانی در پیش گرفته‌اند.
بچه‌هایی که با داد و فریاد و گریه نمی‌خواهند از مادر خود جدا شوند و با اصرار از او می‌خواهند کنارشان بماند، بچه‌هایی که حتی با حضور مادر هم حاضر به ورود به پیش‌دبستانی نیستند و با اصرار از والدین خود می‌خواهند آنها را به خانه ببرند، کودکانی که خیلی راحت و سرحال به نظر می‌رسند و با آرامش بیشتری محیط جدید را می‌پذیرند و البته گاهی بعضی از آنها بعد از دو سه روز از این رویه خود پشیمان می‌شوند و شروع به ناسازگاری می‌کنند. اما همه قصه این تجربه جدید به کودکان ختم نمی‌شود چون والدین هم هر کدام رفتارهای خاصی دارند، برخی از والدین با آرامش همه کارها را به مربیان واگذار می‌کنند عده‌ای در برابر رفتار کودک عصبانی می‌شوند و به او می‌گویند باید از این کارت خجالت بکشی. گروهی هم سعی می‌کنند با هزار دلیل و منطق بچه را قانع کنند و البته گروهی هم خودشان همراه فرزندانشان می‌گریند.
هر تغییری با اضطراب همراه است.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:25  توسط امیری  | 

آموزش پیش دبستانی

آموزش پیش دبستانی

ساختار آموزشی

آموزش پیش دبستانی جریان قانونمند و هدف‌داری از آموزش است كه كودكان گروه های سنی 0 تا 72 ماهگی را براساس خصوصیات و سطح پیشرفتشان با فراهم نمودن محیطی سرشار از انگیزه پوشش می‌‌دهد. در این جریان پیشرفت فیزیكی، عقلانی، روحی و اجتماعی كودكان به بهترین وجه در مسیر ارزش‌‌های فرهنگی جامعه هدایت می‌‌شود.مقطع پیش دبستانی، مرحله ای است كه پیشرفت كودك بسیار سریع است. آموزش فراهم شده در این دوران بر روند پیشرفت كودك در سال‌‌های آتی تأثیر بسیار دارد.

تحقیقات درازمدت نشان میدهد كه قسمت اعظم نگرش‌‌های مكسوبه دوران كودكی، شخصیت،دیدگاه‌‌ها، عادات، اعتقادات و سیستم ارزشی شخصی را در سال‌‌های بزرگ‌سالی وی شكل می‌‌دهد.

كودك كه در ارتباط شدید روحی در مرحلة بعد از تولد با اعضاء خانواده است، حدود سه سالگی برای بودن با دیگر هم‌سالان و بازی با آن‌‌‌ها احساس نیاز می‌‌كند.گروه‌‌های هم‌سال محیطی را برای كودك فراهم می‌‌كنند كه در آن خود را بشناسد. كودك از طریق این محل‌‌های بازی می‌‌آموزد كه پذیرفته شود، با دیگران شریك شود، از حقوق خود دفاع كند و به دیگران احترام بگذارد. بنابراین كودك از دنیای خود محور به مرحلة احساس اجتماعی قدم می‌‌گذارد. در كشور تركیه نیز این نوع از آموزش بعنوان یكی از شاخه های الحاقی نظام آموزشی عمومی مطرح می باشد.اكثر اینگونه مدارس بطور خصوصی اداره می شوند .هرچند كه برخی به دولت وابسته هستند. عمده این مدارس در شهرهای بزرگ فعالیت داشته و نیازهای مادران شاغل را بر طرف می كنند.

 

 

ساختار آموزش پیش دبستانی

اهداف دراز مدت آموزشی

از جمله اهداف دراز مدت آموزش پیش دبستانی در راستای اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1ـ حصول اطمینان از پیشرفت فیزیكی،عقلانی و روحی كودكان و اطمینان از این‌كه آن‌‌‌ها عادت‌های مورد نیاز را كسب كرد‌ه‌اند

2ـ ایجاد آمادگی در كودكان برای ورود به مقطع آموزش ابتدایی

3ـ ایجاد  محیطی امن برای كودكانی كه از خانواده‌‌هایی با شرایط نا مساعد آمد‌ه‌اند

4-حصول اطمینان از این‌كه كودكان زبان تركی را خوب صحبت می‌‌كنند

 

اهداف كوتاه مدت آموزشی

از جمله اهداف كوتاه مدت آموزش پیش دبستانی در راستای اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1ـ فراهم نمودن محیطی مناسب در جهت پیشرفت كودكان و تقویت توانائی‌‌‌ها و قابلیت‌‌های فیزیكی عقلانی، زبانی، روحی و اجتماعی آنان

2ـ در نظر گرفتن گروه های مختلف سنی كودكان، علائق و نیاز‌هایشان در راستای امكانات موجود در مدرسه و محیط اطراف آن

3ـ  در نظر گرفتن امكانات موجود در محیط اطراف

4ـ پیش‌بردآموزش پیش دبستانی به‌گونه ‌ای كه ازكیفیت‌‌های لازم برای ایجاد احساس عشق، احترام، مسئولیت و اتحاد در كودكان برخوردار باشد.

5- تأكید بر تكلم مناسب كودكان به زبان تركی

6- ایجاد احساس وابستگی عاطفی به سرزمین مادری،ملت تركیه، پرچم تركیه، آتاتورك، عشق به خانواده و انسان‌‌‌ها و حصول اطمینان از وفاداری آنان به ارزش‌‌های اخلاقی

7- تأكید داشتن براین‌كه كودكان از طریق تجربه ارزش‌‌‌ها را كسب كنند.

8- برخورداری كودكان از حقوق مساوی، با درنظرگرفتن تفاوت‌‌های شخصی، نشان دادن علایق، عشق و احساس، بدون تبعیض و عدم تنبیه آنان.

9- ایجاد و گسترش ارزش‌‌های اجتماعی– فرهنگی در كودكان.

10- عدم اعمال فشار و محدودیت‌‌ بركودكان درانجام فعالیت‌‌های آموزشی كه باعث خدشه دار شدن شخصیت آن‌‌‌ها شود و داشتن رفتاری هم‌راه با عشق و احساس.

 

11- اطمینان از این‌كه كودكان درمورد موضوعات محیطی مانند تمیز و مرتب بودن محیط و ساختن محیطی سالم، آگاه و حساس باشند.

 -12راهم نمودن آموزش از طریق هم‌كاری كادر مدارس و اولیاء.

 13افزایش نرخ ثبت نامی مراكز آموزش پیش دبستانی

به طوركلی می توان گفت كه هدف مقطع كمك به رشد صحیح جسمی، روحی، روانی، عاطفی و اجتماعی كودكان است. گفتنی است كه گذراندن مقطع آموزش پیش دبستانی در تركیه اجباری نمی باشد.

هدف از برنامة آموزشی مهدهای كودك مراقبت و تغذیة صحیح كودكان و رشد جسمی و روحی آنان است. هدف از برنامة آموزشی كودكستانها آموزش موضوعی نیست، ولی كودكان زبان تركی تمرین می كنند، برای خواندن و نوشتن آماده می شوند ، آموزشهای بهداشتی و محیط زیستی می بینند و برای دورة بعد آموزشی مهیا می شوند. به عبارت دیگر می توان گفت كه هدف از كلاسهای پیش دبستانی تشویق و آماده سازی كودكان رده های سنی 5 تا 6 سال برای ورود به دورة اجباری دبستان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 18:19  توسط امیری  | 

پیش دبستانی

تهيه كننده : زهره شيرواني سرگروه پيش از دبستان آموزش و پرورش شهرستان دهاقان

جهت شادي بخشي به كلاس همكاران محترم مي‌توانند از مطالب پيشنهاد شده استفاده نمايند.

E       به هنگام حضور و غياب به نحوه بازي بعد از سلام و احوالپرسی مربي با استفاده از توپ پلاستيكي و گفتن نام هر دانش آموز توپ را به سوي آنها پرتاب مي‌كند و دانش آموز با گرفتن توپ حاضر بودن خود را اعلام مي‌كند و توپ را به سمت مربي برمي‌گرداند.

E       مربي با نام بردن دانش‌آموز آنها را تقليد صداي حيوانات وجود خود را اعلام نمایند.

E       با استفاده از مداد و زدن به نيمكت دانش‌آموزان آهنگ دلخواه بسازند. و وجود خود را اعلام كنند. 

(هدف ايجاد ريتم‌هاي مختلف)

E       براي نظافت ناخن‌ها همه دست خود را ببينند و روي سر بگذارند اگر ناخنشان بلند است دست‌ها را مشت كنند و اگر ناخن‌ها كوتاه باشد دست‌ها را باز كنند و به صورت پروانه دست بزنند و حركت كنند.

E       براي آموزش مسواك زدن با خواندن شعر و انجام حركات آن را آموزش مي‌دهيم.

گل من آي گل من                         آي بچه خوشگل من      هر چي مي‌گم گوش مي‌كني؟ بله

چيزي فراموش نكني                    اول بشين حالا بچرخ               حالا پاشو دست‌هات را

باز كن و ببند             همگي با هم دست مي‌زنيم       پاي مي‌كوبيم     مسواك به دندان مي‌زنيم 

مسواك زدي؟      مسواك زدم        حالا بشين بعد هم بچرخ         حالا بخند.

شير آب و باز كم و ببند      همگي با هم دست بزنيم  پا بكوبيم     موها را شانه بزنيم  

موقع رفتن به كلاس  مسواك را سر جاش مي‌گذاريم.

E       براي برقراري ارتباط مؤثر و ايجاد انس و الفت با محيط كلاس و مدرسه همچنين رفع نگراني نوآموز اين شعر همراه با آهنگ دلخواه مؤثر مي‌باشد.

 

عزيز دلم    خوشگلكم       نازنازكم      ناز گلكم     گريه نكن     گريه كني غصم مي‌شه

چشماي من پر اشك مي‌شه     گلت مي‌دم      قولت مي‌دم    تو مدرسه تو كلاس  

خوش بگذره شاد بشي       خنده كني      با بچه‌ها بازي كني       به پارك مي‌ريم       رو تاب مي‌ريم                   سرسره بازي مي‌كينم     دلمون را راضي مي‌كنيم         غنچه مي‌شيم باز مي‌شيم       مثل گل ناز مي‌شيم

E       هنگام سلام و احوالپرسي با دانش‌آموزان مربي مي‌گويد سلام حالتون چطور است

دلتون شاد است لبتون خندونه 

اگر خوشحال  و خنداني دست بزن دست    دست    دست

اگر خوشحال و خنداني پا بكوب   پا    پا    پا   

اگر خوشحال و خنداني چرخ بزن    چرخ    چرخ    چرخ

اگر خوشحال و خنداني پر بزن   پر     پر     پر 

اگر خوشحال و خنداني  هَا     هَا     هَا                اگر خوشحال و خنداني گريه كن    نه     نه     نه

 به ياد داشته باشيم كه بچه‌ها به خاطر روح لطيف و حساسي كه دارند و به خاطر بايد‌ها و نبايد‌ها كه هنوز برايشان اتفاق نيفتاده است شعر را دوست دارند و به خاطر ريتمك بودن و موزون بودن شعر آن را ترجيح مي‌دهند پس مفاهيم را غيرمستقيم در قالب شعر و بازي با آنها آموزش مي‌دهيم اما هدف از شعر نبايد آنها را مجبور به حفظ كردن و اجبار در اين امر كند.

شعر يك فعاليت اصلي نيست بلكه ايجاد انگيزه و تثبيت فعاليت‌ها است. 

 

نقش پیش دبستانی در مدارس

 

آموزش‌ مهارت‌های رفتاری، بهداشتی و مهارت‌های مورد نیاز زندگی از مهمترین فعالیت‌‌های دوره پیش دبستانی می‌باشد. مراکز پیش دبستاني  باید روش بهتر و برتر اندیشیدن را به فراگیران یاد دهند و به آنها آموزش دهند که چگونه نظرات دیگران را با احترام پذیرفته و به طور صحیح و دقیق آن را نقد نمایند. در تمام مراکز پیش دبستانی و مدارس فضای خاصی وجود دارد که مربوط به فرهنگ محیط اطراف می‌باشد. تجربه شخصی منبع اصلی برای تکنیک‌های آموزش و دانش پایه شغلی معلمی است اما فن‌آوری آموزشی جزء اصلی و لاینفک آموزش و یادگیری به حساب می‌آیند معلمان پیش دبستانی باید دانش و مهارت و تجربه را توأم و همراه کار خویش نمایند مربی باید بینش کودکانه داشته باشد و با دنیای کودکی آشنا باشد.

چون که با کودک سر و کارت فتاد                         پس زبان کودکی باید گشاد

بچه‌ها صادقند ساده‌اند خلاق کنجکاو و دارای تخیل بالایی هستند محیط دبستان که برای نو آموز جدید و ناشناخته است با فرهنگ بومی و ملی آنها درآمیزیم و ویژگی‌های قومی و منطقه‌ای را با اهداف پیش‌ دبستانی همراه کنیم این اولین رمز مؤفقیت می‌باشد. اگر فقط توجه به فرهنگ ملی کنیم محیط رسمی و غیر آشنایی برای کودکان ایجاد کرده‌ایم اگر فقط توجه به فرهنگ بومی و منطقه‌ای کنیم از اصل کار دور می‌مانیم پس برای مؤفقیت در کار باید فرهنگ بومی را نقطه شروع برای رسیدن به فرهنگ ملی قرار دهیم همراه با یکدیگر از آشنا و ملموس به غیر آشنا نا ملموس برسیم.

دومین اصل موفقیت در کلاس پیش دبستانی توجه به فعالیت محوری به جای محتوا محوری (فعالیت شامل شعر، کار دینی، نقاشی، نمایش خلاق، مشاهده، بحث و گفتگو، گردش علمی و اجرای آزمایش) فقط به محتوای دروس اکتفا نکنیم خلاق و کنجکاو باشیم.

سومین اصل برنامه محوری به جای رسانه محوری: - (اهداف 11 گانه : انتظارات، محتوا، روش‌های آموزش و... ) همگی باید در خدمت بهتر زندگی کردن و پرورشی مهارت‌های اجتماعی کودکان 6-5 ساله می‌باشد. هر چه بین تولید‌ کنندگان کتاب‌های درسی (طراحان) و حوزه اجرا (مربیان) فاصله کمتری باشد فهم درست مطالب بیشتر و بهتر می‌باشد. باید فاصله‌ها را کم کرد و مربیان خود محتوای کتاب‌ها را طراحی و اجرا کنند.

چهارمین اصل در هم تنیدگی به جای تأکید بر موضوع محوری می‌باشد. در پیش دبستانی آموزش مفهوم ریاضی (بزرگ کوچک ، بالا یا پایین و...) به تنهایی یا آموزش اجتماعی به تنهایی نداریم. بلکه ریاضی، علوم و ... توأم با همدیگر در کنار هم به شیوه بازی شعر قصه نقاشی و ... اجرا و تفهیم می‌شود.

تدریس

خیلی ساده ،

خیلی عملی ،

خیلی خیلی سرگرمکننده

 

 

 

                 شما هم آنرادوست

                                       خواهید داشت

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 18:38  توسط امیری  | 

اهداف کلی پیش دبستانی

اهداف کلی دوره پیش دبستانی

1-      پرورش قابلیت های جسمانی و ذهنی، هماهنگ سازی و رشد مهارت های حرکتی کودکان.

2-      کمک به رشد عاطفی کودکان، افزایش حس اعتماد به نفس، درک شرایط محیطی و تقویت درک زیباییها.

3-      فراهم ساختن زمینه علاقه و احساس شادی از مشارکت در فعالیت های گروهی.

4-      تقویت علاقه به ارزش های دینی، اخلاقی و هویت ملی.

5-      ایجاد رفتارهای مطلوب فردی واجتماعی در کودکان متناسب با سن آنان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 22:32  توسط امیری  | 

دوره پیش دبستانی بودن یا نبودن

دوره پیش دبستانی؛ بودن یا نبودن
 
ابتدائی- گروه اجتماعی:
واگذاری مراكز پيش دبستانى به بخش غیردولتی و افزایش شهریه این دوره نسبت به سال‌های گذشته نگرانى‌هايى را براى خانواده‌ها ايجاد كرده است.

براساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، مراكز پيش دبستاني به جز در مناطق محروم و عشايري، به شكل غيرانتفاعي اداره خواهد شد و شهريه آنها نيز براساس  دستورالعمل‌هاي مدارس غيرانتفاعي تعيين مي شود. سال‌های گذشته مراکز پیش دبستانی به صورت مشارکتی اداره می‌شد و خانواده‌ها بخشی از هزینه‌های این دوره را می پرداختند.

واگذاری مراکز پیش دبستانی به بخش غیر دولتی و شهریه این مراکز، امسال مشکلات مالی برای خانواده‌هایی که درصدد فرستادن فرزندان خود به این مراکز هستند در پی داشته است. بسیاری از خانواده‌ها پس از اطلاع از میزان شهریه دوره پیش دبستانی، از فرستادن کودکانشان برای طی این دوره منصرف می شوند.

این در حالی است که هدف از ايجاد مراكز پيش دبستاني كمك به رشد جسمي،ذهني، عاطفي و اجتماعي نوآموزان و در نهايت كمك به شكوفايي استعداد‌ها و علايق آن‌ها است. كي از مهم ترين وظايف اين مراكز ايجاد محيطي امن،سالم،مطلوب همچون كانون گرم خانواده براي كودكان است.

در قانون چهارم توسعه بر تهيه و اجراي برنامه‌هاي لازم براي گسترش آموزش پيش دبستاني و آمادگي به ويژه در مناطق دو زبانه تاکید شده است. براساس یافته‌های پژوهشگران،بیش از 70 درصد از رشد کیفی مغز و هوش کودکان در سن زیر 6 سال شکل می گیرد. به همین دلیل، متخصصان امر تعلیم و تربیت معتقدند که باید آموزش زبان دوم به کودکان را از این سن آغاز کرد.

پژوهش‌هاي انجام شده در دنيا حاكي است كودكاني كه آموزش‌هاي پيش دبستاني را مي‌گذرانند نسبت به كودكاني كه اين آموزشها را نديده اند، مستقل تر و منظم ترند و از ثبات عاطفي بيشتر و اضطراب كمتري برخوردارند، روحيه مشاركت و فعاليت‌هاي گروهي،اجتماعي در آنان تقويت شده و داراي ارتباطات قوي تر هستند.

دوره پیش دبستانی اجباری نیست مسئولان مي گويند  با توجه به اینکه گذراندن دوره پيش دبستانى در نظام آموزشی ایران اجبارى نيست، والدين براى حضور فرزندان خود در اين دوره باید مشارکت داشته باشند.

مديركل دفتر آموزش و پرورش پيش دبستانى و ابتدايى دراين باره گفت: براساس قانون فقط دوره ابتدايى و راهنمايى اجبارى است، اما با توجه به اثربخشى مثبتى كه دوره پيش دبستانى در پيشرفت تحصيلى كودكان دارد، جلب مشاركت و ترغيب والدين وتوجه به آن از اهميت بالايى برخوردار است. انتقال مفاهيم محتواى آموزشی دوره پيش دبستانى نيز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

مهدیه رضایی، کارشناس آموزش و پرورش در این باره گفت: كودكان قبل از ورود به دبستان بايد فرصت يادگيري مهارت‌هاي پايه را داشته باشند و به همين علت در طول سال تحصيلي به كودكان آموزش‌هاي خاص و در حد سن آنان ارائه مي‌شود.

وی با اشاره به اینکه در دوره پیش دبستانی فعاليت‌هاي جذاب و با نشاط و مورد علاقه كودك مانند نقاشي، كاردستي، شعر، قصه، نمايش خلاق و بازي و به صورت غيرمستقيم آموزش داده مي‌شود افزود: این آموزش‌ها در حدي است كه با پایه اول ابتدايي تداخل نداشته باشد. 

دوره پیش دبستانی؛ بودن یا نبودن

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 22:31  توسط امیری  | 

نقش پیش دبستانی در مدارس

نقش پیش دبستانی در مدارس


 


آموزش‌ مهارت‌های رفتاری، بهداشتی و مهارت‌های مورد نیاز زندگی از مهمترین فعالیت‌‌های دوره پیش دبستانی می‌باشد. مراکز پیش دبستانی  باید روش بهتر و برتر اندیشیدن را به فراگیران یاد دهند و به آنها آموزش دهند که چگونه نظرات دیگران را با احترام پذیرفته و به طور صحیح و دقیق آن را نقد نمایند. در تمام مراکز پیش دبستانی و مدارس فضای خاصی وجود دارد که مربوط به فرهنگ محیط اطراف می‌باشد. تجربه شخصی منبع اصلی برای تکنیک‌های آموزش و دانش پایه شغلی معلمی است اما فن‌آوری آموزشی جزء اصلی و لاینفک آموزش و یادگیری به حساب می‌آیند معلمان پیش دبستانی باید دانش و مهارت و تجربه را توأم و همراه کار خویش نمایند مربی باید بینش کودکانه داشته باشد و با دنیای کودکی آشنا باشد.


چون که با کودک سر و کارت فتاد                         پس زبان کودکی باید گشاد


بچه‌ها صادقند ساده‌اند خلاق کنجکاو و دارای تخیل بالایی هستند محیط دبستان که برای نو آموز جدید و ناشناخته است با فرهنگ بومی و ملی آنها درآمیزیم و ویژگی‌های قومی و منطقه‌ای را با اهداف پیش‌ دبستانی همراه کنیم این اولین رمز مؤفقیت می‌باشد. اگر فقط توجه به فرهنگ ملی کنیم محیط رسمی و غیر آشنایی برای کودکان ایجاد کرده‌ایم اگر فقط توجه به فرهنگ بومی و منطقه‌ای کنیم از اصل کار دور می‌مانیم پس برای مؤفقیت در کار باید فرهنگ بومی را نقطه شروع برای رسیدن به فرهنگ ملی قرار دهیم همراه با یکدیگر از آشنا و ملموس به غیر آشنا نا ملموس برسیم.


دومین اصل موفقیت در کلاس پیش دبستانی توجه به فعالیت محوری به جای محتوا محوری (فعالیت شامل شعر، کار دینی، نقاشی، نمایش خلاق، مشاهده، بحث و گفتگو، گردش علمی و اجرای آزمایش) فقط به محتوای دروس اکتفا نکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:51  توسط امیری  | 

موضوعات اصلی در آموزش پیش دبستانی

موضوعات اصلی در آموزش پیش از دبستان

--  هوش درون فردی
کودک باید هیجانات درون خود را بشناسد و با خودش آشنا شود شادی ،ترس ،عشق،تنفر را بتواند تشخیص دهد (شناخت هیجانات درونی)

--  هوش بین فردی
باید بتواند هیجانات فرد متقابل رابشناسد ،این یکی مهمترین قدمها در ارتباطات بین افراد است.اگر ما هوش بین فردی نداشته باشیم ذر ارتباطلت دچار ناراحتی ودر نهایت تنزل می گردیم ،هوش درون فردی بین فردی می گوید چه زمانی حرف بزنیم و چگونه حرف بزنیم .

--  هوش اجتماعی
اگر هوش درون فردی و هوش بین فردی در کودکی کار شود هوش اجتماعی فرد بالا می رود و ارتبط خوبی یا افراد اجتماع برقرار می کند و همین باعث کمال خواهد شد.

--  مهارت حل مسئله
افرادی هستند که بسیار تحصیلکرده و به ظاهر فهمیده ولی نمی توانند حل مسئله کنند ودچار بحران می شود ولی گروهی اندیشیدن را آموخته اند می توانند حل مسئله را به خوبی انجام دهند

--  تولید مسئله
انسان فرا خلاق مسئله را تولید می مند سپس آن را حل می کند مثل نیوتن که سقوط سیب را تولید وسپس علت آن را حل نمود . در آموزش پیش از دبستان باید به کودکان یاد داد دقیق باشند و به نکات زیر توجه کنند.

--  تصمیم گیری
کودک با اعتماد به نفس بالایی که پیدا می کند باید توان تصمییم گیری در مواقع حساس را بدست آورد.

--  مهار هیجانات
تا زمانی که اسیر هیجانات هستیم نمی توانیم درست زندگی کنیم مهار هیجانات در دوران پیش از دبستان بسیار راحت تر است تا دوران بلوغ وپس از بلوغ

--  عزت نفس
باید به کودکان آموزش داد که خود را واقعی ببینند نه بسیار پایین نه بسیار بالا هردو باعث مشکلاتی در آینده
می شود.
--  تثبیت شخصیت
من هم وجود دارک وهستم این باید برای فرد نه بصورت افراط و تفریط بلکه بصورت منطقی تثبیت شود. آموزش در دوران کودکی مثل کندن سنگ است که بیاد می ماند ولی در بزرگسالی هرگز به اینصورت باقی نخواهد ماند.

--  روش تاثیر گذاری
باید پاسخ دادن را به اویاد بدهیم نباید کم جرات باشد،باید جرات سئوال کردن را بدست آورد با این روش تفکر کودک واگرا می شود و فقط یک مسیر ذهنی را طی نمی کند و در نهایت بهداشت روانی برای او پدید می آید.
اگر کودکی دارای این مهارتها بشد می تواند از هوش ،خلاقیت، استعدادها ودانش ومهارت خود ،به نحو احسن استفاده نماید و اگر این مهارت را نیآموخته باشد ،از دانش خود هم نمی تواند درست استفاده کند.

مثال(1): اگر فردی برای آزمون مطالب مو به مو خوانده باشد و کاملا مطالعه داشته باشد ولیکن نتواند هیجانات
خود را کنترل کند ،مطمئنا هل می شود و اصلا نمی تواند آموزش فرا گرفته را منعکس کند واینچنین حق او ضایع
می گردد.

مثال(2) اگر فردی دانش فراوان داشته باشد و این مهارتها را آموزش ندیده باشد ، درموقع برخورد با یک فرد در سطح پایین تر که چند حرف نا مربوط می زند او هم دانش خود را فراموش کرده و همسطح او می شود و پاسخ نامربوط می دهد و غیره.

 

«در شرایط بحرانی با کمک  این مهارتها می توانند  آموزش فرا گرفته  مرا بخوبی منعکس کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:4  توسط امیری  | 

آمادگی اجتماعی و عاطفی

آمادگی اجتماعی و عاطفی
بچه‌ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن‌ها در مدرسه با محیطی روبه رو می‌شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد.
در مدرسه بچه‌ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند . آن‌ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن‌ها نیز فرق می‌کند. اغلب بچه‌ها ، مدرسه را با مهارت‌ها ی اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی کنند. این مهارت‌ها را می‌توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی‌ها در بچه‌ها فراهم شده باشد ، آن‌ها شانس بیش تری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند. این ویژگی‌ها عبارتند از :
اعتماد به نفس : بچه‌ها باید بیاموزند ، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و

باور کنند می‌توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند ، وقتی دست به کاری جدید می‌زنند و بار اول موفق نمی شوند ، دست از تلاش بر نمی دارند.
استقلال : بچه‌ها باید بیاموزند ، کارهایشان را خود انجام دهند.
انگیزه : بچه‌ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن‌ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود.
کنجکاوی : بچه‌ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری ، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.
پشتکار : بچه‌ها باید یادبگیرند ، کاری را که شروع کرده اند ، تمام کنند.
همکاری : بچه‌ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند ، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.
خویشتن داری : بچه‌ها در دوره پیش دبستانی باید بفهمند که بعضی از رفتارها ، مانند ضرب و شتم ، ناشایست هستند و بیاموزند که برای نشان دادن عصبانیت ، راه های خوب و بد وجود دارد.
همدلی : بچه‌ها باید دیگران را دوست داشته باشند و یاد بگیرند به احساسات آنان اهمیت بدهند. والدین حتی بیش از مدرسه و مراکزی که وظیفه مراقبت از بچه‌ها را دارند ، می‌توانند به بچه‌ها درس همدلی بیاموزند.
اگر مایلید فرزندان شما چنین ویژگی های مثبتی پیدا کنند ، توصیه های زیر را به کار بندید :
• مهم نیست چگونه ، اما بچه‌ها باید حس کنند که شما از آن‌ها مواظبت می‌کنید:
بچه‌ها از آنچه از دیگران می‌بینند یا می‌شنوند ، تقلید می‌کنند . اگر والدین ورزش کنند یا غذای کافی بخورند ، بچه‌ها بیش تر تمایل پیدا می‌کنند این کار‌ها را انجام دهند. در صورتی که والدین با دیگران با احترام رفتار کنند ، بچه‌ها نیز یاد می‌گیرند به دیگران احترام بگذارند و اگر والدین در کارها مشارکت داشته باشند ، بچه‌ها می‌آموزند به خواسته های دیگران نیز توجه کنند.
• نسبت به مدرسه و یادگیری نگرش مثبت داشته باشید :
هر کودکی که پا به عرصه وجود می‌گذارد ، محتاج کشف و یادگیری است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش این ویژگی‌ها در کودک خود هستند ، باید کنجکاوی اورا تحریک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام می‌دهند ، سبب می‌شود ، آن‌ها از دستاوردهای خود احساس رضایت کنند.
اگر والدین نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هیجان زده باشند ، بچه‌ها نیز دچار اضطراب می‌شوند. هنگامی که فرزند شما می‌خواهد وارد کودکستان شود ، سعی کنید راجع به جاذبه های مدرسه با او صحبت کنید . با او درباره فعالیت های هیجان انگیزی که در مدرسه انجام می‌شود ، مانند گردش های علمی و کارهای هنری سرگرم کننده ، سخن بگویید و سعی کنید با علاقه و اشتیاق زیاد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت ، مانند : خواندن ، نوشتن ، اندازه گیری کردن و وزن کردن ، حرف بزنید.
• برای فرزند خود ، فرصت هایی برای تمرین و تکرار فراهم کنید: سینه خیز رفتن ، ادای کلمات جدید و یا حتی نوشیدن یک فنجان چای ، نیاز به تمرین دارد. بچه‌ها نه تنها از تکرار کارها خسته نمی شوند ، بلکه با انجام دوباره کارها آن‌ها را یاد می‌گیرند و اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهای جدید پیدا می‌کنند.

• در زندگی فرزندتان نظم و انضباط مناسبی برقرار کنید: همه بچه‌ها تا اندازه ای به محدودیت نیاز دارند. معمولاً بچه هایی که والدینی منضبط و در عین حال با محبت دارند ، از نظر مهارت های اجتماعی بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هایی است که والدین شان ، آن‌ها را زیاد محدود می‌کنند یا کاملاً آزاد می‌گذارند ، است . در این رابطه توصیه های زیر ضروری به نظر می‌رسند :

 

 

 


О در ضمن این که فعالیت های بچه‌ها را هدایت می‌کنید ، از ایجاد محدودیت های غیر ضروری و تسلط بر اوضاع بپرهیزند.
О هنگامی که از فرزند خود می‌خواهید کاری را انجام دهد ، برایش دلایل کافی بیاورید. برای مثال ، بگویید : لطفاً کامیونت را از روی پله‌ها بردار ، چون ممکن است پای کسی به آن بر خورد کند و پرت شود. نه این که بگویید : این کار را انجام بده ، چون من می‌گویم .

О به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید و این که آیا به

О کمک خاصی نیاز دارد یا نه ؟
О موقع عصبانیت ، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهید. از کار او انتقاد کنید، نه از خودش . مثلاً بگویید : من دوستت دارم ، اما این صحیح نیست که روی دیوارها نقاشی بکشی . وقتی این کار را انجام می‌دهی ، من عصبانی می‌شوم.
О به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنید. شما ممکن است از فرزند 4 ساله خود بپرسید : چه کار کنیم که دیگر کوین به اسباب بازی های تو دست نزند ؟
О مثبت نگر و مشوق کودک خود باشید. او را به خاطر کار نیک تشویق کنید. لبخند رضایت و تشویق شما ، بیش تر از تنبیه های سخت ، رفتار خوب را در کودکان شکل می‌دهد.
О اجازه دهید بچه‌ها خیلی از کارها را خودشان انجام دهند : کودکان به مراقبت زیادی نیاز دارند ، ولی کم کم یاد می‌گیرند که با انجام کارهایی مانند ، پوشیدن لباس و مرتب کردن اسباب بازی های خود ، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقویت کنند. بسیار اهمیت دارد که در هر کاری به جای آن‌ها تصمیم گیری نکنید و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند. به یاد داشته باشید ، فقط زمانی به آن‌ها حق تصمیم گیری بدهید که یک راه بیش تر وجود نداشته باشد.
فرزندان خود را تشویق کنید با بچه های دیگر بازی کنند و درکنار بزرگ ترهایی بمانند که از اعضای خانواده آن‌ها نیستند. بچه های پیش دبستانی به خصوص به این فرصت های اجتماعی بیش تر نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه از دید دیگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچه‌ها قبلاً تجربیاتی از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه های دیگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسی های خود سازگاری بیش تری خواهند داشت.

زبان و دانش عمومی
بچه‌ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می‌کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند . بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند ، در مدرسه با مشکلات متعددی روبرو می‌شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه‌ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند ، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می‌توانید به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید

 

 

 به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید: بچه‌ها از طریق بازی می‌آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن‌ها تا بتوانند کشف کنند ، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن‌ها کمک می‌کند ، مشکلات خود راحل کنند. بچه‌ها از طریق بازی با بلوک‌ها ، با هندسه ، اشکال و توازن آشنا می‌شوند و می‌توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.

О از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید:
نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند ؛ زیرا آن‌ها قادر نیستند به غان و غون بچه‌ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید ، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد . صحبت با بچه‌ها تنها فهم و درک آن‌ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می‌دهد.

فعالیت های روزانه ، همچون خوردن شام و حمام کردن ، فرصت هایی گاه مفصل برای صحبت کردن درباره اتفاقات پیش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم می‌آورد. برای مثال :" اول درپوش راه خروجی آب را بگذار ، حالا شیر آب را باز کن. می‌بینم که می‌خواهی اردکت را در وان بگذاری . فکر خوبی است. نگاه کن اردکت زرد است ...."
О به حرف و خواسته های بچه های خود گوش کنید:
بچه‌ها افکار ، احساسات ، شادی‌ها ، غم‌ها ، امید‌ها و ترس های مخصوص به خود را دارند. برای رشد مهارت های زبانی ، آن‌ها را به حرف زدن تشویق کنید. گوش کردن بهترین راه برای پی بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که می‌دانند و آنچه که نمی دانند و همین طور چگونگی فکر کردن و آموختن آن‌ها . شما با این رفتار نشان می‌دهید که احساسات و عقاید آن‌ها ارزشمندند.
О از فرزندان خود سؤال کنید و به سؤالات آن‌ها پاسخ گویید: به خصوص به سؤالاتی که پاسخی بیش از بله و خیر دارند. برای مثال ، خیلی از بچه های 2 تا 3 ساله هنگام قدم زدن در پارک ، می‌ایستند و شروع به جمع آوری برگ‌ها می‌کنند. شما

می‌توانید به آن‌ها نشان دهید که برخی از برگ‌ها شبیه به هم و برخی دیگر متفاوتند. می‌توانید از بچه های بزرگ تر سؤال کنید که چه چیزهای دیگری روی درختان می‌رویند.
سؤال کردن به بچه‌ها کمک می‌کند ، یاد بگیرند اشیای گوناگون را مقایسه و یا طبقه بندی کنند. به سؤالات آن‌ها با تأمل پاسخ دهید و در صورت امکان تشویقشان کنید ، پاسخ سؤالاتشان را خودشان پیدا کنند. در صورتی که پاسخ سؤالی را نمی دانید ، بگویید نمی دانم و سعی کنید به کمک فرزندتان جواب آن را بیابید.
О هر روز با صدای بلند برای فرزند خود کتاب بخوانید :
خواندن می‌تواند از بدو تولد آغاز و تا پیش از دبستان ادامه یابد. ممکن است فرزندتان مفهوم داستان یا شعری را که می‌خوانید ، درک نکند ، ولی برای او فرصتی به وجود می‌آید تا زبان یاد بگیرد ، از موسیقی صدای شما لذت ببرد و به شما نزدیک شود. لازم نیست حتماً خواننده ای بی نظیر باشید تا فرزندتان از خواندن شما و از با شما بودن لذت ببرد. گاهی می‌توانید فرزندتان را به کتابخانه ای عمومی ببرید تا از کتاب های داستان آن جا لذت ببرد.
О مواد خواندنی را در دسترس کودکتان قرار دهید:
اگر کتاب و مواد خواندنی در دسترس کودکان باشد ، علاقه آن‌ها به زبان آموزی و یادگیری رشد سریع تری خواهد داشت.
О برنامه تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید:
تلویزیون ، پس از پدر و مادر ، معلمی است که تأثیر بسیاری بر فرزندان ما دارد. برنامه های تلویزیونی خوب قادرند بچه‌ها را وارد دنیای تازه ای کنند و یادگیری آن‌ها را افزایش دهند. اما برخی برنامه های تلویزیونی زیان آورند و زیاد تماشا کردن تلویزیون هم می‌تواند بسیار مضر باشد.
О در بر خورد با توانایی‌ها و علایق کودکان خود واقع بین باشید: اگر ارزیابی درستی از توانایی فرزندتان داشته باشید ، او در مدرسه عملکرد بهتری خواهد داشت . باید استانداردهای مهم را بشناسید . بچه های پیش دبستانی خود را برای انجام کارهای جدید تشویق کنید. اگر بچه‌ها به مبارزه با مشکلات خوانده نشوند ، خسته خواهند شد. بچه های که خیلی زود کنار گذاشته می‌شوند و یا انجام کارهایی از آن‌ها خواسته می‌شود که علاقه ای به آن‌ها ندارند ، مأیوس و سرخورده می‌شوند. اجازه ندهید فرزندانتان ؛ القاب ناشایست داشته باشند. القابی مانند " ابله " یا " کودن " تأثیر منفی

زیادی بر اعتماد به نفس و عملکرد آن‌ها می‌گذارند. به یاد داشته باشید بچه هایتان را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید.


О فرصت هایی برای کار و مشاهده بیش تر فراهم کنید: بچه‌ها هر اندازه تجربه بیش تری به دست آورند ، بیش تر درباره جهان اطراف خود می‌آموزند. مهم نیست کجا زندگی می‌کنید. جامعه می‌تواند زمینه تجربیات جدیدی را فراهم کند. در محله های اطراف قدم بزنید و با اتوبوس به جاهای گوناگون بروید. از موزه‌ها ، کتابخانه‌ها ، باغ و حش‌ها و جاهای دیگر دیدن کنید.
اگر در شهر زندگی می‌کنید ، روزی را در حومه شهر بگذرانید و اگر در حومه زندگی می‌کنید ، روزی را در شهر سپری کنید. به بچه های خود اجازه دهید به موسیقی گوش کنند ، بنوازند و نقاشی کنند. از آن‌ها بخواهید در فعالیت هایی که به رشد قوه تخیل آن‌ها کمک می‌کند ، شرکت کنند و بتوانند به بیان عقاید و احساسات خود بپردازند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:58  توسط امیری  | 

چگونه فرزند خود را برای مدرسهآماده کنیم؟

چگونه فرزند خود را برای مدرسه آماده کنیم؟

می توان گفت ، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه‌ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی‌ها و مهارت‌ها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسمانی ، بلوغ فکری و اجتماعی ، مهارت های زبانی ، توانایی حل مسأله ، تفکر خلاق ، و اطلاعات عمومی درباره جهان .
در حالی که به فرزند خود کمک می‌کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند ، به خاطر داشته باشید که :
О
میزان پیشرفت بچه‌ها متفاوت است.
О بعضی بچه‌ها در بعضی زمینه‌ها قوی ترند.
همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه ، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد ، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.
به نظر می‌رسد ، بچه هایی که می‌توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، ازآمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید. و درباره اختلافات نظر خود با آن‌ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه‌ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند ، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند ، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از :

بهداشت و سلامت جسمانی
کودکان به غذای خوب ، خواب کافی ، فضای مناسب برای بازی و مراقبت های پزشکی نیازمندند. اگر این امکانات برای بچه‌ها فراهم شود ، آن‌ها می‌توانند زندگی خوبی را شروع کنند و مشکلاتی را که در زندگی با آنها روبرو می‌شوند ، مانند ، ناراحتی های جسمانی و مشکلات یادگیری ، کاهش دهند.
بهداشت مطلوب برای بچه‌ها ، قبل از تولد و با مراقبت های پیش از زایمان آغاز می‌شود.
مادران باردار ، در طول دوره بارداری حتماً باید به پزشک یا درمانگاه مراجعه کنند ، غذاهای مقوی بخورند ، از مصرف الکل ، توتون و مواد مخدر بپرهیزند و استراحت کافی داشته باشند. زنان بارداری که از مراقبت های پزشکی مناسبی برخوردار نیستند ، شانس تولد بچه هایی با ویژگی های زیر را افزایش می‌دهند :
О
هنگام تولد وزن کمی دارند و امکان این که در طول زندگی با مشکلات جسمی و ناتوانی در یادگیری روبه رو شوند ، زیاد است.
О دچار آسم هستند.
О عقب افتادگی ذهنی دارند.
О دارای مشکلات گفتاری و زبانی هستند.
О قدرت تمرکز ذهنی ندارند .
О بیش فعالند.
اگر کودک شما برخی از این مشکلات را دارد و یا قبلاً داشته است ، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه یا نماینده های محلی خود مشورت کنید. بسیاری از جمعیت‌ها ، خدمات رایگان یا ارزان قیمتی برای کمک به شما و فرزندتان ارائه می‌دهند.
کودکان ، بعد از تولد نیز باید از بهداشت مناسب برخوردار باشند. یک رژیم غذایی خوب می‌تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد. بچه های که در سنین مدرسه هستند ، اگر غذای خوب و مقوی مصرف کنند ، تمرکز بهتری در کلاس درس خواهند داشت. غذای آن‌ها باید شامل این مواد باشد : انواع نان ، غلات ، میوه ، سبزیجات ، گوشت ، مرغ ، ماهی و یا جانشین آن‌ها ( مانند : تخم مرغ ، لوبیا و نخود خشک شده ) ، شیر ، پنیر و ماست . بهتر است ، از خوردن چربی و شیرینی زیاد بپرهیزند. معمولاً بچه های 2 تا 5 ساله می‌توانند غذاهایی را مصرف کنند که بزرگ ترها می‌خورند ؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما یا درمانگاه‌ها ، توصیه های خوبی برای تغذیه کودکان و بچه های نو پای زیر 2 سال دارند.


بچه های پیش دبستانی ، به طور مرتب ، به معاینات پزشکی ، دندانپزشکی و واکسیناسیون نیازمندند. مراقبت های پزشکی به صورت دائمی به اندازه زمانی که بچه‌ها بیمار یا دچار صدمه جسمانی شده اند ، اهمیت دارد.
واکسیناسیون کودکان از حدود 2 ماهگی شروع می‌شود و آن‌ها را از ابتلا به 9 بیماری : سرخک ، اوریون ، سرخجه ، دیفتری ، کزاز ، سیاه سرفه ، آنفلوانزا ، فلج اطفال و سل مصون می‌سازد. این بیماری‌ها ، می‌توانند صدمات جبران ناپذیری به رشد ذهنی و جسمی کودکان وارد آورند . معاینه دندان های کودکان نیز حداقل از 3 سالگی آغاز می‌شود و باید به طور مرتب ادامه یابد.
ایجاد فرصت هایی برای ورزش و رشد هماهنگ بدنی ، برای بچه های پیش دبستانی ، اهمیت خاصی دارد. آن‌ها همچنین برای تقویت ماهیچه های بزرگ بدن ، به تمرین هایی مانند : پرتاب توپ ، دویدن ، جهیدن ، بالا رفتن و حرکات موزون نیاز دارند. تمرین هایی که برای تقویت ماهیچه های کوچک بدن ، به خصوص ماهیچه های دست‌ها و انگشتان توصیه می‌شود ، عبارتند از : نقاشی با مداد رنگی ، درست کردن پازل ، کار با قیچی و باز و بسته کردن زیپ لباس ها.
کودکستان محل مناسبی برای پرداختن به این قبیل کارها و کسب مهارت است .
والدین که بچه های معلول دارند ، به محض برخوردن با هر گونه مشکلی ، باید خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. رسیدگی به موقع به این بچه‌ها ، به رشد استعدادهای آن‌ها کمک می‌کند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:56  توسط امیری  | 

دوره پیش دبستانی

اساسنامه دوره پيش دبستانی

مقدمه

نظر به نقش و اهميت آموزشهای پيش از دبستان در فراهم کردن زمينه های رشد و آماده سازی کودکان برای ورود به مدرسه به استناد مصوبه چهارصد وبيست و دومين جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ ۱۶/۴/۷۷ مبنی بر طرح مسائل آموزش پيش از دبستان در شورای عالی آموزش و پرورش و همچنين قانون تاسيس مدارس غير انتفاعی مصوب مجلس شورای اسلامی در تاريخ ۵/۳/۶۷ که آموزش و پرورش را مسئول صدور مجوز و نظارت بر فعاليتهای اين مراکز از جمله کودکستانها  معرفی نموده است و به منظور توسعه مراکز آموزش پيش دبستانی و ايجاد هماهنگی و همسوی فعاليتهای مزبور با نظام آموزش و پرورش کشور اساسنامه دوره پيش دبستانی به شرح زير ايلاغ می شود

ماده ۱ - تعريف دوره پيش دبستانی

دوره پيش دبستانی به دوره دو ساله ای اطلاق می شود که کودکان گروه سنی ۴ تا ۶ سال را تحت پوشش برنامه های تربيتی قرار می دهد

تبصره - در صورت عدم تامين امکانات مورد نياز اجرای دوره مذکور به صورت يکساله بلامانع است

ماده ۲ - اهداف کلی پيش دبستانی

۱- پرورش قابليت های جسمانی و ذهنی  هماهنگ سازی و رشد مهارت های حرکتی کودکان

۲- کمک به رشد عاطفی کودکان افزايش حس اعتماد به نفس درک شرايط محيطی و تقويت درک زيباييها

۳- فراهم ساختن زمينه علاقه و احساس شادی از مشارکت در فعاليت های گروهی

۴-تقويت علاقه به ارزشهای دينی - اخلاقی و هويت ملی

۵- ايجاد رفتارهای مطلوب فردی و اجتماعی در کودکان متناسب با سن آنها

ماده ۳ - اصول حاکم بر آموزش و پرورش دوره پيش دبستانی

در برنامه ها و فعاليتها دوره پيش دبستانی اصول زير مورد توجه قرار می گيرد

۱- رعايت تفاوتهای فردی و توجه به شرايط فرهنگی و بومی کودکان     

اساسنامه دوره پيش دبستانی

مقدمه

نظر به نقش و اهميت آموزشهای پيش از دبستان در فراهم کردن زمينه های رشد و آماده سازی کودکان برای ورود به مدرسه به استناد مصوبه چهارصد وبيست و دومين جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ ۱۶/۴/۷۷ مبنی بر طرح مسائل آموزش پيش از دبستان در شورای عالی آموزش و پرورش و همچنين قانون تاسيس مدارس غير انتفاعی مصوب مجلس شورای اسلامی در تاريخ ۵/۳/۶۷ که آموزش و پرورش را مسئول صدور مجوز و نظارت بر فعاليتهای اين مراکز از جمله کودکستانها  معرفی نموده است و به منظور توسعه مراکز آموزش پيش دبستانی و ايجاد هماهنگی و همسوی فعاليتهای مزبور با نظام آموزش و پرورش کشور اساسنامه دوره پيش دبستانی به شرح زير ايلاغ می شود

ماده ۱ - تعريف دوره پيش دبستانی

دوره پيش دبستانی به دوره دو ساله ای اطلاق می شود که کودکان گروه سنی ۴ تا ۶ سال را تحت پوشش برنامه های تربيتی قرار می دهد

تبصره - در صورت عدم تامين امکانات مورد نياز اجرای دوره مذکور به صورت يکساله بلامانع است

ماده ۲ - اهداف کلی پيش دبستانی

۱- پرورش قابليت های جسمانی و ذهنی  هماهنگ سازی و رشد مهارت های حرکتی کودکان

۲- کمک به رشد عاطفی کودکان افزايش حس اعتماد به نفس درک شرايط محيطی و تقويت درک زيباييها

۳- فراهم ساختن زمينه علاقه و احساس شادی از مشارکت در فعاليت های گروهی    

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:47  توسط امیری  |